<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جاودانان</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/</link>
<description>نوشتارهایی پیرامون تاریخ کهن مردم و سرزمین ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Sep 2009 22:21:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>خورهه و آتشکوه-بخش 2</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#ff0000&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;آتشکده آتشکوه&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;دوستان گرامی متاسفانه نتوانستم اطلاعات جامعتری گردآوری کنم.آنچه می خوانید ترکیبی از توضیحاتی در دنیای وب و همینطور راهنمای مختصر سازمان میراث فرهنگی در خود محل آتشکده است.ضمن اینکه توجه کنید از اولین کاوش این بنا چیزی نزدیک به 9 سال می گذرد و کمبود منابع  با ساز و کاری که در حوزه باستانشناسی ایران وجود دارد چندان غیر طبیعی نیست&lt;/font&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;این بنا بازمانده آتشکده ای با شکوه از دوره ساسانی است و در شهرستان نیمور استان مرکزی  واقع شده است.برای رسیدن به آن باید مسیری در حدود 5 کیلومتر از جاده نیمور به سمت شرق رفت.آتشکده در کنار کوهی قرار گرفته است که نام آن آتشکوه است و از این رو نام خود را از آن برگرفته است.در نمای ماهواره ای موقعیت این بنا را نسبت به شهرستان نیمور مشخص کرده ام.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://h.imagehost.org/0211/air-photo.jpg&quot; alt=&quot;موقعیت آتشکوه در نمای ماهواره ای&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;موقعیت آتشکوه در نمای ماهواره ای&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; این موضوع می رساند که این نقطه می بایستی از اماکن مهم و کهنی بوده باشد که آتش مقدس در ادوار گوناگون در آنجا روشن بوده است.به گفته ابن فقیه همدانی این آتشکده تا قرن چهارم هجری فروزان بوده است.مساحت آتشکده در حدود 600 متر مربع است.در بازمانده آن چهار ستون حجیم و به ارتفاع تقریبی 6 متر دیده می شود که زمانی گنبد عظیم شبستان این آتشکده را بر خود نگاه می داشته اند.ابعاد ستونها 7/2 متر است.از بازمانده ها معلوم است که سردرها هلالی شکل بوده است(در واقع یک چهارطاقی) در ساخت دیوارهای آتشکده از آجرهایی چهار گوش با نمای سنگ استفاده شده و ستونها را از ترکیب سنگ و ساروج ساخته اند.در یک نگاه کلی آتشکده از سه بخش تالار اصلی در شرق ،راهرو و تالار غربی تشکیل شده است. تالار اصلی یا شرقی  آتشکده که احتمالا محل آتشدان و نیایش بوده و شامل تالاری مربع شکل است، که هر ضلع آن از بیرون ۱۲/۶۰  متر طول دارد.این تالار دارای ۴ ستون مستحکم به ابعاد ۲/۷ در ۲/۷ متر و به ارتفاع شش متر تا پای طاق بوده که از  سنگ و ساروج ساخته شده و گنبد و طاق این بنای عظیم روی این چهار ستون استوار است. دو سوی ستون‌ها به طرف داخل تالار بصورت نیم دایره و دوسوی دیگر آنها به صورت مستقیم و دارای زاویه بوده و روی ستون‌ها سردرهایی هلالی و گنبدی شکل وجود داشته که بخش عمده آن فرو ریخته است.در ساخت بنا از آجرهای چهار گوش با نمای سنگ استفاده  شده و برای استحکام بیشتر بنا در داخل دیوارها تیرچه  چوبی به کار رفته است. تالار غربی ساختمان تالاری به طول ۱۰/۳۰ در ۵/۶ متر  بناشده که از طریق راهرویی به تالار اصلی متصل می‌شود.دیوارهای شمالی و جنوبی این تالار از سنگ و ساروج  ساخته و حدود ۱/۴ متر عرض و ورودی اصلی به تالار شرقی به پهنای ۵/۶ متر قرار گرفته است.در دو طرف ورودی اصلی، دو ستون به قطر ۳/۴ و دیگری ۴/۴ متر با نمای بیرونی به شکل نیمدایره بصورت برج دیده بانی ساخته شده و در اطراف دو ستون اصلی،  دوستون دیگر در جوانب آنها به طول ۳/۲ در ۲/۲ متر وجود دارد. از ضلع غربی، چهارستون بزرگ نمایان است که ورودی  اصلی و دو ورودی فرعی در اطراف را شامل می‌شود و به احتمال زیاد این ورودی‌ها دارای سردر و سقف و طاق آجری بوده که فرو ریخته است. راهروی اصلی که تالار مربع شکلی است که در ضلع شرقی  مجموعه ساختمان آتشکده قرار دارد، توسط راهرو اصلی  به تالار غربی مستطیل شکل ارتباط می‌یابد. این راهرو ۷ متر طول و ۲/۸ متر عرض دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;جالب توجه است که در سال 1379 نخستین فصل کاوش در این آتشکده به عمل آمد و بنا به نتایج کاوش سابقه این آتشگاه به دوران ساسانی رسید و به شماره 311 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسانده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در محیط خلوت و ساکتی رو به کوه آتشکوه به یاد سخنان صادق هدایت در توصیف کوه آتشگاه اصفهان افتادم...چه حس غریبی ! ومن هم لحظه ای همانند آن زنده یاد با خود اندیشیدم که این بنای نیمه ویران ،تک افتاده و تنها در زمان خود چه میزبانان و میهمانان و دورانی داشته است!&quot;&lt;em&gt;صفحه گیتار هاوائی آهسته می چرخد،ناله های سیم در هوا موج می زند و می لرزد،نمی دانم چرا به یاد آتشگاه می افتم و سرودی که بیشتر،خیلی پیشتر در آنجا مترنم،بوده بیادم می آورد.آن کوه پیر کوتاه که مانند افسوس تنها از زمین سردر آورده برای اینکه رویش آتشکده بسازند!دور از شهر،دور از هیاهو،دور از دسترس مردم،آن هشت دری سفید مثل تخم مرغ که با خشت های وزین ساخته شده جلو خورشید می درخشیده،شبها در میان خاموشی و آرامش طبیعت از میان آن آتش جاودانی زبانه می کشیده و قلب های سرد را گرم می کرده،فکرها را از زندگی مادی بالا می برده و به سر حد کمال می رسانده،مثل اینست که که با این ناله های گیتار وابستگی مستقیمی با این آتشکده دارد و یا برای سرنوشت آن می نالد.&lt;/em&gt;&quot;(به نقل از صادق هدایت-اصفهان نصف جهان)&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در انتها تصاویری از بازمانده این آتشکده را با تفکیک پذیری مناسب تقدیمتان می کنم.یک مورد هم متاسفانه بیانگر بی مهری و جهل ما نسبت به میراث گذشته است که در اینجا آورده ام.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://h.imagehost.org/0923/ata.jpg&quot; alt=&quot;آتشکده آتشکوه&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://a.imagehost.org/view/0498/atashkooh&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#ff0000&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;همین تصویر با تفکیک پذیری بالاتر(1920×1440)&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;و این هم تصویر گویایی از کم لطفی هم میهنان به آثار تاریخی خود!&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://h.imagehost.org/0471/ata2.jpg&quot; alt=&quot;تصویر گویایی از کم لطفی هم میهنان&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;تصویر گویایی از کم لطفی هم میهنان&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://h.imagehost.org/0607/atashkooh_2.jpg&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#ff0000&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;همین تصویر با تفکیک پذیری بالاتر(1024×683)&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://h.imagehost.org/0878/ata_3.jpg&quot; alt=&quot;نمایی دیگر از آتشکده آتشکوه&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;نمایی دیگر از آتشکده آتشکوه&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://a.imagehost.org/view/0172/DSC02413&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#ff0000&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;همین تصویر با تفکیک پذیری بالاتر(1920×1440)&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;شاد و پیروز باشید&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 22:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمی توانم بی تفاوت باشم</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>دوستان عزیز با توجه به شرایط پدید آمده و اوضاع اسف بار و غم انگیزی که با آن مواجهیم.نه می توانم و نه شایسته است که به دور از درد و رنج دیگران به مطالب دیگری بپردازم.لذا تا مدتی نخواهم نوشت....به احترام آنانی که باید برایشان سکوت کرد........&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 19:57:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خورهه و آتشکوه بخش 1</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مقدمه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;در این نوشتار تلاش خواهم کرد نگاهی اجمالی به دو اثر باستانی (پیش از اسلام) استان مرکزی داشته باشم.در این قسمت به معرفی خانه اربابی اشکانی خورهه می پردازم و در قسمت آینده آتشکده ساسانی آتشکوه را بررسی خواهیم کرد.اگر خورهه و آتشکوه به نسبت سایر یادمانهای استان مرکزی بیشتر بر سر زبان هستند ،با این حال برای گردشگران کم تر شناخته شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;خورهه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نظر تقسیمات کنونی کشوری این منطقه جزء استان مرکزی ویکی از بخش‌ها‌ی محلا‌ت است . در جاده قم به اصفهان به فاصله 70 کیلومتری قم روستایی است که از این جا می‌توان به محل خورهه رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 500px; HEIGHT: 375px&quot; alt=&quot;موقعیت خورهه نسبت به شهرهای دلیجان و محلات با دایره قرمز نشان داده شده است&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/6s9que.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;موقعیت خورهه نسبت به شهرهای دلیجان و محلات با دایره قرمز نشان داده شده است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عکس تاریخی و ارزشمندی که ملاحظه میکنید در سال 1276 هجری قمری و به دستور ناصرالدین شاه هنگام سفر به قم ، كردستان ، سلطانيه و آذربايجان از خورهه به همراه دو ستون باقی مانده از بنایی که هنوز هم در آنجاست گرفته شده است.نخستین حفاری آثار تاریخی که از طرف دولت ایران هم به عمل آمده ظاهرا در این زمان بوده است.البته نه به خاطر تحقیقات و کاوش علمی که از برای گنج یابی با اینحال دکتر فوریه فرانسوی که در این سفر همراه ناصرالدین شاه بوده است بر روی استخوانهایی که از حفاری (گورستانی متعلق به دوران اسلامی) به دست آمد مطالعات انسان شناسی و علمی به عمل آورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;خورهه در سال 1276 هجری قمری(عکسبرداری به دستور ناصرالدین شاه)&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/qq8uxg.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;خورهه در سال 1276 هجری قمری(عکسبرداری به دستور ناصرالدین شاه)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در زمانهای بعد ارنست هرتسفلد باستانشناس مشهور از بقایای این بنا بازدید می کند و با توجه به دو ستون باقی مانده که به سبک یونیک ساخته شده اند این محوطه را به دوران سلوکی منسوب می کند و آن را معبدی می داند که به افتخار یونیوس خدای شراب یونان ساخته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;سر ستونهای بازمانده خورهه&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/14lq8ed.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;سر ستونهای بازمانده خورهه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما نخستین حفاری علمی بعد از دوره ناصری در این مکان توسط مرحوم علی حاکمی  در سال 1335 هجری شمسی انجام گرفت و حدود 5 تا 6 ماه به درازا کشید و با توجه به یافته ها ایشان این بنا را یک معبد سلوکی معرفی کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نمایی از بقایای عمارت خورهه&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/21e9544.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نمایی از بقایای عمارت خورهه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از وقفه ای طولانی و در سال 1375 شمسی دکتر مهدی رهبر و گروهشان کاوشهای باستانشناسی را در خورهه از سر گرفتند و  از آن زمان با انجام 6 فصل کاوش با توجه به سفالهای یافت شده در این محوطه ونوع ساخت و وسعت آن،بقایای معماری خورهه یک خانه اربابی اشکانی  دانسته شد که در قرن اول پیش از میلاد ساخته شده است.گرچه سبک معماری بنا سلوکی است. عمارت علا‌وه بر سنگ با خشت‌ها‌ی بزرگی در ابعاد 40*40*15 ساخته شده است. در گوشه شمال غربی بنا و در انتهای یک راهرو طویل، سنگ فرشی به شکل شومینه پیدا شده است. در بیشتر اتاق‌ها‌ شومینه (اجاق) وجود دارد و آثار موجود نشان می‌دهد که از این شومینه‌ها‌ علا‌وه بر گرم کردن اتاق برای پختن غذا نیز استفاده می‌شده است. این شومینه‌ها‌ در دیوار کار گذاشته شده‌اند و آثار سوختگی بر روی دیوار کاملا‌ مشخص است  در هیچ جای دیوارهای بنا خورهه آثاری از پنجره یافت نشد و به احتمال زیاد از روزنه های تعبیه شده در سقف جهت تامین نور عمارت کمک می گرفته اند.بنا مشتمل بر دو بخش بیرونی و اندرونی بوده و  واحدهای ساختمانی در داخل اندرونی شامل دو اتاق تو در تو، یک آشپزخانه و انباری است.دو ستون سنگی باقی مانده عمارت دارای یک شال چهارگوش است که روی آن یک شال چهارگوش کوچک تر قرار گرفته است که این دو شال با بست های استوانه ای به طور یکپارچه و متصل به هم ساخته شده است.ساقه ستون ساده و صاف و بدون ملات و به طور خشکه روی یکدیگر سوار شده اند.سر ستون مشتمل بر دو بخش است.بخش اول شامل صفحه صاف و هموار و مربع شکل در راس و صفحه زیری دو مخروط کمر باریک است که دو سر این مخروط را به شکل حلقه حلزونی مدور تراشیده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;سر ستون فروافتاده خورهه&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2crt7op.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;سر ستون فروافتاده خورهه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنای خورهه همانند چغازنبیل و و بنای اشکانی ابوقبور بغداد 45 درجه به سمت شمال شرق انحراف دارد.بررسي‌ها نشان مي‌دهد که اين ساختمان را به قصد بازگشت ترک کرده‌اند. درب بنا با عجله و به وسيله سنگ و خمره هاي شکسته مسدود شده است اما ساکنان هرگز به آن بازنگشته‌اند. تحقیقات نشان مي‌دهد اين بنا با انقراض سلسله اشکاني متروک شده است و در دوره ساساني، يک گروه صنعتگر بر کناره آن تاسيسات کارگاهي داير کرده‌اند. در دوره اسلامي به‌ويژه ايلخاني نيز سطح تپه گورستان شده است. کاوش‌ها‌ی باستانی شناسی در این تپه به کشف یک گورستان با بیش از 30 اسکلت ایلخانی منجر شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پاره ستونها و بقایای پراکنده سنگی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/t64cc1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;پاره ستونها و بقایای پراکنده سنگی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جدا از اینها بکر بودن و طبیعت زیبای خورهه و منظر باستانی آن هم به راستی خیال انگیز است.من به هنگام بازدید احساس کردم زمان در این نقطه ثابت مانده است دریاچه کوچک نزدیک عمارت و سبزه زار و کوههای مشرف به آن حس عجیبی به انسان می دهد.امیدواریم به حریم این اثر باستانی و سایر یادمانهای تاریخی این سرزمین روزی احترام گذاشته شود.چندین عکس زیبا که شخصا  از عمارت خورهه برداشته ام برای زینت بخشی صفحه های رایانه شما تقدیم می کنم و آنگاه تصدیق خواهید کرد که خورهه کاملا شایستگی  بازدید را دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/10r96pg.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;A href=&quot;http://i41.tinypic.com/o93l8w.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;همین تصویر با کیفیت1920×1440&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2mwx949.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;A href=&quot;http://i42.tinypic.com/ejbst1.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;همین تصویر با کیفیت 1920×1440&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;فرا رسیدن نوروز ،این جشن بزرگ و کهن ایران باستان و یادگار ارزشمند نیاکان و آغاز سال جدید را به تمامی هم میهنان،به ویژه دوستانم و خوانندگان گرامی این تارنما شادباش می گویم و برای یکایک عزیزان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.شاد و پیروز باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 20:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امپراتوری فراموش شده</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>درود بر دوستان گرامی 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آگاهید که در سپتامبر سال ۲۰۰۵ نمایشگاهی از آثار هخامنشی در موزه بریتانیا برپا شد.اشیا نمایش داده شد در این نمایشگاه از موزه ملی ایران،موزه لوور و چندین موزه دیگر و همینطور خود موزه بریتانیا گردآوری شده بود.گزارشی داشتم که یکی از کانالهای تلویزیونی بریتانیا از این نمایشگاه تهیه دیده است.بی مناسبت ندیدم که برای دانلود در دسترس دوستان قرار دهم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/109562976/8a715565/06_persian.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;امپراتوری فراموش شده(ویدئو)&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/109562976/8a715565/06_persian.html&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.thebritishmuseum.ac.uk/forgottenempire/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;صفحه ویژه نمایشگاه امپراتوری فراموش شده&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در انتها دوستی سایت مفید و مناسبی را معرفی کرده است که برایتان می نویسم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.avestaneditor.blogfa.com&quot; target=_blank&gt;ویرایشگر و تایپ خط اوستایی&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.avestaneditor.blogfa.com&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاد و پیروز باشید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Feb 2009 19:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پژوهندگان روزگار نخست</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;یاوه سرائیها و دروغ پراکنی های ناصر بناکننده عضو پیشین حزب ایران برانداز توده در تخطئه و جعلی دانستن زبان اوستایی و پهلوی و آموزه های زرتشتی مرا بر آن داشت تا با پژوهشی مختصر بر تاریخچه رمزگشایی زبان فارسی باستان و کشف دوباره زرتشت و متون زرتشتی توسط اروپاییان پاسخی بسنده به او فراهم شود و در عین حال دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران باستان مرجع خلاصه و فشرده ای در اختیار داشته باشند.به این ترتیب یادداشتی در سیزدهم فروردین ماه ۱۳۸۵ آماده شد و دوست گرامی و قدیمی ام علی دوستزاده لطف کردند و در همان زمان آن را به قالب pdf در تارنمای &lt;A href=&quot;http://azargoshnasp.net/&quot; target=_blank&gt;آذرگشنسپ&lt;/A&gt; قرار دادند که بار دیگر از ایشان سپاسگزاری می کنم.برای دانلود این نوشته بر پیوند زیرین رایت کلیک کرده و save target as را انتخاب کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.azargoshnasp.net/languages/Old_Persian/pajooheshkeyvanbaazkhaani.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;پژوهندگان روزگار نخست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 20:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطعات تخت جمشید در موزه های دنیا</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;همانطور که می دانید چندی قبل نقش برجسته ای از تخت جمشید در حراج کریستی لندن به قیمت یک میلیون و صد و هشتاد هزار و دویست و هشتاد و چهار دلار به فروش رفت(سوم آبان سال 1386).ابعاد این نقش 24 در 31 سانتیمتر است و سر سرباز هخامنشی را به همراه قسمتی از نیزه این سرباز نشان می دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته سرباز هخامنشی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/256z6gj.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نقش برجسته سرباز هخامنشی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در معرفی این اثر گفته می شد که نقش سربازی است از کاخ خشایارشا در تخت جمشید اما با آگاهی سازمان میراث فرهنگی ایران از این حراجی و بررسی کارشناسان مشخص شد این حجاری مربوط به پلکان شرقی کاخ آپاداناست.به تصویر زیر که به صورت رایانه ای محل قرارگیری این اثر  را در جای صحیح خود در پلکان شرقی نشان می دهد توجه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;محل اصلی نقش برجسته در پلکان شرقی آپادانا&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/30iz0w2.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محل اصلی نقش برجسته در پلکان شرقی آپادانا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در ادامه این روند و با شکایت دولت ایران از حراج کریستی این اثر از فهرست حراجی خارج شد و دارنده آن آقای دنیس برند و سازمان میراث فرهنگی ایران در دادگاه عالی لندن در برابر هم صف آرایی کردند.اما یک پرسش؟چرا دولت ایران نسبت به آثار دیگری که در سراسر موزه های دنیا پراکنده است واکنشی نشان نمی دهد؟به یک دلیل ساده..بخش اعظمی از این آثار زمانی از ایران خارج شده اند که کشور ما فاقد قانونی برای حفاظت و نگهداری آثار ملی و باستانی بوده است و یا بدتر از آن چنین نفایسی با قراردادهای رسمی و رضایت رسمی دولتمردان (به ویژه در زمان سلسله قاجار) به موزه ها و مجوعه های خارجی راه یافته اند و با اینکه تعلق فرهنگی و تاریخی این آثار به ایران مسلم و محرز است از نظر حقوقی نمی توان ادعا یا شکایتی را مطرح کرد.اما موضوع این سرباز هخامنشی با نمونه های قبلی تفاوتی عمده داشت.این اثر زمانی از ایران به سرقت رفته یا خارج شده است که به طور قطع کشور ما دارای قانون عتیقیات بوده است.پلکان شرقی آپادانا در پی حفاریهای ارنست هرتسفلد باستانشناس آلمانی در سال 1933کشف شده و پیش از آن ایران قانونی برای حراست و حفاظت از آثار ملی خود در سال 1929به تصویب رسانده بود.اما دریغ که غرض ورزی های سیاسی باعث شد که دادگاه عالی لندن مدارک ایران برای اثبات مالکیت اثر را نپذیرد و سر سرباز هخامنشی به فروش برسد.بهانه اصلی  دادگاه این بود که چرا دولت وقت ایران در اکتبر 1974 که دنیس برند نقش برجسته را در یک حراجی نیویورک خریده بود هیچ واکنشی از خود نشان نداده است.به دنبال این خبر موجی از ناراحتی و اعتراض در میان دوستداران میراث فرهنگی دیده شد.این موضوع انگیزه ای شد تا با یاری از اینترنت در موزه های معروف دنیا گشتی بزنیم و دریابیم فروش سر این سرباز در قیاس با آنچه که در زمانهای گذشته روی داده چندان جلوه ای ندارد.ابتدا از موزه های اروپایی شروع می کنیم.تمرکز من بر آثار سنگی تخت جمشید بوده و نه کل تمدن هخامنشی..&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;نقش برجسته سرباز هخامنشی در موزه ارمیتاژ سن پترزبورگ روسیه-اهدایی دولت ایران به این موزه در سال 1935 میلادی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;سر سرباز هخامنشی در موزه آرمیتاژ&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/2qte4qg.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;سر سرباز هخامنشی در موزه آرمیتاژ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; برای نمایش همین تصویر با کیفیت بالاتر بر پیوند زیر کلیک کنید لازم به ذکر است.چنین بزرگنمایی از این اثر موجود نبوده و عکس با کیفیت آن از پیوند فوق العاده دقیق و پیکسل به پیکسل ۲۰ قطعه عکس کوچکتر پدید آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i40.tinypic.com/2rc8p68.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;&lt;STRONG&gt;تصویر سرباز هخامنشی با کیفیت 1098 در 1203&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;نقوش سنگی تخت جمشید در موزه بریتانیا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱-نقش برجسته دو مادی از پلکان شمالی آپادانا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=282 alt=&quot;نقش برجسته دو مادی از پلکان شمالی آپادانا&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/f5dseu.jpg&quot; width=525 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته دو مادی از پلکان شمالی آپادانا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲-نقش برجسته ارابه ران از پلکان شمالی آپادانا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;انتقال از تخت جمشید در جولای سال ۱۸۱۱ توسط رابرت گوردون از اعضای هیات سیاسی سر گور اوزلی..سر اسبان این نقش توسط سر گور اوزلی به پسرش هدیه شد که در سال ۱۹۸۵ موزه میهوی ژاپن آن را خریداری کرد که در جای خود نشان داده خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;ارابه ران- انتقال از تخت جمشید در 1811 توسط رابرت گوردون&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/eqb8nt.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;ارابه ران- انتقال از تخت جمشید در 1811 توسط رابرت گوردون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳-نقش برجسته خدمتکار&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته خدمتکار&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/2ahd1s8.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته خدمتکار &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴-نقش برجسته سربازن جاویدان&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=259 alt=&quot;نقش برجسته سربازان جاویدان &quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/2ytsd1g.jpg&quot; width=532 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته سربازان جاویدان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵-نقش برجسته اسفینکس&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته اسفینکس&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/2ecjfbc.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته اسفینکس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;موزه میهو-ژاپن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در جستجوی خود موفق شدم دو حجاری از تخت جمشید در موزه میهوی ژاپن بیابم.همانطور که گفتم یکی از این دو ادامه نقش ارابه ران در موزه بریتانیاست که موزه میهو درسال ۱۹۸۵ آن را خریده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نقش اسبان ارابه در موزه میهو(ژاپن)&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 528px; HEIGHT: 500px&quot; height=600 alt=&quot;سر اسبان ارابه - موزه میهوی ژاپن&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/2ugi23k.jpg&quot; width=514 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;سر اسبان ارابه - موزه میهوی ژاپن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همانطور که گفتم این نقش ادامه حجاری ارابه رانی است که در موزه بریتانیا قرار دارد.به تصویر زیرین توجه کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش کامل ارابه ران&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/2zrj70n.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش کامل ارابه ران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; نقش خدمتکار از تخت جمشید موزه میهو (ژاپن)&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش خدمتکار از تخت جمشید موزه میهو(ژاپن)&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/14cbmrs.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;قطعات تخت جمشید در موزه های ایالات متحده آمریکا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;۱-موزه متروپولیتن نیویورک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;نقش برجسته ملازمین به ابعاد ۶۴ در ۸۶ سانتیمتر،بنیاد هریس بریس بن دیک&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته ملازمین،موزه متروپولیتن نیویورک&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/waqa7b.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته ملازمین،موزه متروپولیتن نیویورک &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;۲- قطعات سنگی تخت جمشید در موزه بوستون&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱-نقش برجسته سرباز هخامنشی در موزه بوستون به ابعاد ۵۳ در ۴۶ سانتیمتر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته سرباز هخامنشی در موزه بوستون&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/dqn8mc.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲-نقش برجسته یک نجیب زاده مادی و دو هدیه آور به ابعاد ۴۵ در ۷۷ سانتیمتر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته یک نجیب زاده مادی و دو هدیه آور&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/2qkse95.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته یک نجیب زاده مادی و دو هدیه آور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳-نقش برجسته یک ملازم به ابعاد ۶۹ در ۳۲ سانتیمتر&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته یک ملازم به ابعاد 69 در 32 سانتیمتر&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/24drfrp.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;نقش برجسته یک ملازم به ابعاد 69 در 32 سانتیمتر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000&gt;۳-&lt;/FONT&gt;قطعه سنگی دیگری از تخت جمشید در موزه بروکلین نیویورک&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;نقش برجسته نگهبان هخامنشی در موزه بروکلین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته نگهبان در موزه بروکلین نیویورک&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/21db0x.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i39.tinypic.com/2j0xwqq.jpg&quot; target=_blank&gt;همین تصویر با کیفیت 1200 در 956 پیکسل&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;۴-قطعه سنگی دیگری از تخت جمشید در موزه شهر دیترویت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=2&gt;نقش برجسته یک خدمتکاردر موزه دیترویت&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;نقش برجسته یک خدمتکار در موزه دیترویت&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/33p58x5.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i41.tinypic.com/b4xqhy.jpg&quot; target=_blank&gt;همین تصویر با کیفیت بالاتر(کلیک کنید)&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;۵-قطعات سنگی تخت جمشید در موزه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;۱-ردیفی از شیرهای غران تخت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;ردیفی از شیرهای غران&quot; hspace=0 src=&quot;http://i42.tinypic.com/22nu9u.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://i41.tinypic.com/6xrw3t.jpg&quot; target=_blank&gt;همین تصویر با کیفیت بالاتر(کلیک کنید)&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; ۲-سر ستونی از تحت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;سر ستونی از تخت جمشید در موزه دانشگاه شیکاگو&quot; hspace=0 src=&quot;http://i43.tinypic.com/71lg7o.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳-سر ستون ایوان شمالی کاخ صد ستون-اکنون در موزه دانشگاه شیکاگو&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;سر ستون ایوان شمالی کاخ صد ستون_موزه شیکاگو&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/28s93ps.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; ۴-سر سنگی گاو نر از جبهه شرقی رواق شمالی کاخ صد ستون-موزه دانشگاه شیکاگو&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;سر سنگی گاو نر از جبهه شرقی رواق شمالی کاخ صد ستون-موزه دانشگاه شیکاگو&quot; hspace=0 src=&quot;http://i41.tinypic.com/nyu5g6.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای درک ابعاد این مجسمه به تصویر زیرین بنگرید&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;ابعاد بزرگ مجسمه&quot; hspace=0 src=&quot;http://i39.tinypic.com/2ed4ntl.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کتیبه ای آجری از خشایارشا و همینطور قسمتهایی از طاقچه های سنگی تخت جمشید در این موزه وجود دارد که در اینجا نمایش نداده ام.همینطور چند نقش برجسته سنگی در موزه استکهلم و به احتمال قریب به یقین در کتابخانه ملی پاریس موجود است.از دوستان تقاضا میکنم اگر از وجود قطعات دیگری در سایر موزه های جهان مطلع هستند به نگارنده اطلاع دهند تا به لیست موجود اضافه شوند.پراکندگی آثار هنری تخت جمشید در موزه های دنیا هم باعث تاسف و هم باعث خوشحالی است.تاسف از اینکه چرا از خاستگاه و سرزمین اصلی جدا افتاده اند و خوشحالی بر اینکه شاهدی بر تمدن بزرگ ایران در سراسر جهان آن هم در شرایط مرمتی و حفاظتی بسیار عالی هستند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Jan 2009 15:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توضیحی ضروری</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در بیست و پنجم آذر ۸۶ از سایت هخامنشیان با این جملات گلایه کردم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سایت &lt;A href=&quot;http://www.hakhamaneshian.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هخامنشیان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; بدون کوچکترین توجهی مقاله شاهرح رزمجو که با تصاویر شخصی خود در وبلاگ قرار داده بودم به قالب Word منتشر کرده است.البته مقدمه بنده که می توانست نشان دهد این مقاله در چه جایی انتشار اینترنتی یافته با دقت حذف شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در تاریخ دوم دی ماه سال ۸۷ یعنی پس از گذشت یکسال گرداننده یا گردانندگان سایت &lt;A href=&quot;http://www.hakhamaneshian.ir/&quot; target=_blank&gt;هخامنشیان&lt;/A&gt; در بخش نظرات نوشته ای برای اینجانب مرقوم داشته اند که برای دوستان نقل می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;درود &lt;BR&gt;دوست گرامی &lt;BR&gt;مقاله جناب رزمجو از تارنگار شما برداشته نشده است . ما در آبان ماه سال پیش دیداری که با خود ایشان در دانشگاه تهران پس از همایش و سخنرانی ایشان داشتیم این مقاله را بهمراه فهرست مقالات دیگر از جناب رزمجو گرفتیم.وجای بسی تاسف است که پیش از صحبت با گرداننده سایت هخامنشیان این گونه یک طرفه در باره این سایت قضاوت کرده اید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پاسخ من &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;من نمی خواستم این موضوع را دو مرتبه پیگیری و مطرح کنم اما اشاره خود شما مرا از نوشتن این پاسخ ناگزیر می کند.این مقاله از من نیست و نگارنده آن آقای شاهرخ رزمجو هستند.من فقط مقاله ایشان را که در مجله باستانشناسی و تاریخ انتشار یافته تایپ کرده همراه با تصاویر بیشتری که خود عکسبرداری کرده ام در وبلاگم منتشر کردم.می گویند این مقاله را به همراه فهرست مقالات دیگر از ایشان گرفته اند که از نظر من کمی غیر معمول است.اما اینکه این نوشته از جاودانان برداشت نشده است یکسر خطا و نادرست است.از ایشان می پرسم عکسها و تصاویر مجسمه که تعدادی از آنها را با دوربین خود و بعضی دیگر از کتابهای خود و یک مورد دیگر از کپی مجله اسکن کردم را نیز از خود شاهرخ رزمجو گرفته اند؟؟جای بسی تاسف است که اشتباه خود را در عدم احترام به حق معنوی پدید آورنده نمی پذیریم.هدف من انتشار این مطلب و آگاهی دوستداران بوده اما با ذکر امانتداری و اشاره به وبلاگی که متن تایپ شده و عکسهای تکمیلی از آن برداشت شده است.از اینکه بر اشتباه خود اصرار می ورزید تعجب می کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقاله تایپ شده در وبلاگ اینجانب به این آدرس&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://immortals.blogfa.com/post-11.aspx&quot;&gt;http://immortals.blogfa.com/post-11.aspx&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و همان مقاله به فرمت word در سایت ایشان&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hakhamaneshian.ir/images/razmjoo-tandis-h.doc&quot;&gt;http://www.hakhamaneshian.ir/images/razmjoo-tandis-h.doc&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با دقت در متن خواهید دید مقدمه بنده هم حذف شده است.شاید زمانی که این نوشته را می خوانید ایشان اشتباه خود را تصحیح کرده باشد.فقط ذکر منبع می توانست تمام این بحث را پایان دهد.می دانم که خیلی از نوشته های من بدون اطلاع پرینت گرفته شده یا در خیلی از فروم ها نقل شده است اما نفس و ماهیت چنین رفتاری آزاردهنده و غیر اخلاقی است و نه صرفا کپی شدن نوشته ها..&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امیدوارم روزی این نابسامانیها نیز سامانی بگیرد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Dec 2008 19:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایرانیان زرتشتی دوره صفوی در نگاه کشیش فرانسوی</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;نامه های شگفت انگیز عنوان کتابی است که شادروان دکتر بهرام فره وشی از زبان فرانسه ترجمه کرده اند. قسمتی که من از این کتاب برای شما برگزیده ام ، گزارشی از مشاهدات یکی از کشیشان  از زرتشتیان ایران در اواخر دوره صفویه است.امیدوارم سودمند و مورد پسند باشد.جهت معرفی گزیده هایی ازخود پیشگفتار کتاب  به قلم شادروان دکتر بهرام فره وشی نقل می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;تصویر روی جلد کتاب&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/vd2vcz.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;پیش گفتار&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حدود چهارده سال پیش که سرپرستی مرکز ایرانی تحقیقات تاریخی را بر عهده داشتم،روزی همکار دانشمند و ارجمند و دوست دیرین من آقای دکتر رضوانی استاد دانشگاه تهران،فوتوکپی کتابی را به من سپردند که در همان دید نخست،تاریخ چاپ و قطع کتاب و حروف نامانوس چاپی آن واژه ها،جلب توجه می کرد.ایشان از من خواستند که نظری بر این کتاب بیاندازم و درباره ترجمه آن بیندیشم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خواندن کتاب در لحظه های نخستین برای من آسان نبود.املاء واژه های کتاب به کلی با املاء امروزین زبان فرانسوی تفاوت داشت و تشابه حروف F و S در حروف چاپی و دیگر موارد دستوری در صرف افعال،کار خواندن را دشوار می ساخت.پس از ساعتی اندکی از آن را خواندم و کتاب به نظرم جالب و سودمند آمد.نویسندگان مختلف کتاب همه کشیشان ژزوئیت بودند که در حدود سیصد و اندی سال پیش ،مامور خدمت در ایران شده بودند و همگی در آنچه نوشته بودند شاهد عینی وقایع بوده اند و این برای کسی که در تاریخ ایران کار می کند بسی با ارزش است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کتاب پر است از نکات تاریخی و جغرافیایی و نام درست و قدیمی شهرها و آبادی ها و طرز حکومت پادشاهان و داوری های ایشان و وزیران و عمال اداری و برخورد حاکم و داروغه با مردم و زندگی مردم ایران در سیصد سال پیش.اما قسمت بسیار سودمند آن شرحی است که درباره زندگی نادرشاه و لشگرکشی او به هندوستان و گردآوری غنائم و سرانجام کشته شدن وی آمده است که این قسمت را کشیشی که سمت پزشک خصوصی نادرشاه را داشته و شاهد عینی وقایع بوده،نوشته است.در این نامه نارسایی ها و اشتباه هایی وجود دارد که دانشمندانی که در رشته تاریخ کار می کنند بدان خواهند پرداخت ولی طرز بیان نویسندگان این نامه ها کاملا صمیمانه است و احساسات خود را با آنچه کرده و شنیده و دیده اند،نوشته اند.ناگفته نماند که قسمت کوچکی از این کتاب،آنجا که مربوط به زندگی نادرشاه می شود سالیان پیش توسط دانشمند ارجمند آقای دکتر علی اصغر حریری ترجمه شده و در کتاب کوچکی به نام ((نامه های طبیب نادرشاه))در مجموعه انتشارات انجمن آثار ملی به چاپ رسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;ایرانیان زرتشتی از نگاه میسیونر فرانسوی اواخر دوران صفویه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;نویسنده نامه پدر روحانی  (( ه.ب)) میسیونر در ایران به آقای کنت دو م.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;بعد از شرحی که این کشیش از شهر همدان و لرستان و اصفهان و معماری آداب و رسوم درباری صفویان در نامه خود بیان کرده به دین و مذهب مردم و اسلام و شرعیات و عرفیات و محاکم قانونی پرداخته ، توضیحاتی می دهد و  سپس از دین کهن ایرانیان و پیروان آن و مشاهدات خویش در این مورد بازگو می کند که تماما برای دوستان می نویسم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;((دین اسلام تنها دین رایج در ایران نیست.امروز هنوز در ایران،بسیاری از ایرانیان قدیمی که نخواسته اند دین پدران خود را ترک گویند وجود دارند ولی اینان دیگر از ادب و دانش و دلیری اجداد خود چیزی ندارند.آنان در حالت بردگی مشقت باری می نالند و اغلب کشاورز یا  باغبان و یا باربر هستند.اغلب آنها را به بدترین و سخت ترین کارهای عمومی می گمارند.این حالت بردگی،آنان را خجول،ساده و نادان و در رفتار خشن گردانیده است.آنان گویش قدیم ایرانی را حفظ کرده اند و گویش خود را با همان حروف الفبایی که ایرانیان قدیم می نوشتند،می نویسند.این زبان با زبان ایرانیان جدید کاملا تفاوت دارد ولی کسان اندکی در میان آنان می توانند بخوانند و بنویسند.موضوعات مورد اعتقاد آنان در کتاب هایی نوشته شده است که موبدان و پیشوایان مذهبی آنها بعضی اوقات آنها را برای آنان می خوانند.این کتاب ها چیزی جز داستان ها و سنت های کهن در برندارند.تمام سعی آنها مبتنی بر پنهان نگاه داشتن آنهاست و پنهان داشتن آنها را یکی از نکات مذهبی می پندارند.کسی چیزی از آداب و رسوم آنها نمی داند،مگر آنکه چیزی از موبدان آنها فراگرفته باشد و این موبدان نیز داناتر از خود آنان نیستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ایرانیان جدید آنها را((گَور))-گَبر می نامند که به معنی ((بت پرست)) است و رفتارشان با آنها سخت تر از رفتاری است که با یهودیان دارند.آنها اینان را به خورشید پرستی و آتش پرستی متهم می کنند.من با همه کوششی که کردم تا در این مورد آگاهی بیشتری بیابم،نتوانستم به درستی چگونگی پرستش آنها را کشف کنم.وقتی از آنها پرسیده می شود که برای چه در برابر خورشید تعظیم و سجود می کنند،پاسخ می گویند که احترامات خود را تقدیم آن می کنند زیرا خورشید پس از انسان،کاملترین مخلوقی است که خداوند از نیستی پدید آورده است.علاوه بر این،این سلامی که به خورشید طالع می کنند،رسمی نیست که فقط خاص آنان باشد،ایرانیان جدید نیز با رکوع و احترامی عمیق به آن سلام می گویند.گبران آتش را شایسته احترام می دانند زیرا پاکترین عنصر است و توجهی که به نگاهداری آن دارند تا حد وسواس است.آنها جرات نمی کنند شعله آن را تیزتر کنند زیرا می ترسند که مبادا آن را آلوده سازند و اگر چیز کثیفی بر روی چوبی که شعله را زنده می دارد،بیندازند،خود را آلوده و پلید می پندارند.آنان کودکان خود را ختنه نمی کنند و به این قناعت می کنند که به وسیله مغان کودکان خود را در برابر خورشید و آتش تقدیس کنند و با این رسم آنها را متبرک سازند.آنان معتقد به بهشتی هستند که جای آن را در فلک خورشید می دانند.به عقیده آنان سعادت قدیسان در آنست که پرتو آن را می بینند،ولی می گویند که از این سعادت بهره مند نمی گردند مگر سه روز پس از مرگ و به همین جهت است که در گور مردگان برای سه روز خوراکی و نوشیدنی می گذارند تا از گرسنگی و تشنگی رنج نبرند.مردم فقیر و بهنگام عدم حضور آنان،پرندگان و سگان از این رسم استفاده می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنان به دوزخ معتقد هستند و آن را مانند یک زندان زیرزمینی تصور می کنند که مرطوب وبدبو است و پر است از مار و انواع حیوانات درنده گوشتخوار به ویژه کلاغ و وزغ  و این ها حیواناتی هستند که بسیار مورد نفرت آنان است.آنها کلاغ را پیام آور اهریمن می دانند و وزغ را نوازندگان دوزخیان می پندارند.طرز آزمایش آنان برای اینکه بدانند سرنوشت مرده پس از مرگ چه خواهد بود،به نظر من بسیار شگفت انگیز آمد.آنان جسد مردگان را به خارج از شهر می برند و آنها را پشت به دیواری می ایستانند به طوری که چهره آنان به سوی مشرق باشد.مغان و بستگان مرده در کناری می ایستند تا ببینند کلاغان ابتدا به چه قسمتی از بدن مرده حمله می کنند.اگر این پرندگان که معمولا از چشمان جسد شروع به خوردن می کنند،چشم راست مرده را برکنند،این نشانه آن است که شخص مرده به بهشت خواهد رفت.اگر چشم چپ او را برکنند،این نشان آنست که روح شخص درگذشته نه آنقدر پاک استکه داخل سپهر خورشید گردد و نه آنچنان ناپاک است که در زندان تاریک دوزخ افکنده شود.او می بایستی زمانی چند در ناحیه میانی هوا(برزخ)بماند تا در آنجا از سرما رنج ببرد و از آنجا به سپهر آتش بگذردتا در آنجا تطهیر گردد.اگر کلاغان هر دو چشم را برکنند،مغان می گویند که شخص درگذشته دوزخی است زیرا چون دیگر چشم ندارد،نمی تواند خورشید را ببیند.گبران قدیسانی دارند که آنها را ستایش می کنند و مدعی هستند که برای قدیس شدن باید در پی پاک گرداندن عناصر بود و زمین را شخم زد و باغ ها را کشت کرد و آب ها را از آلودگی بر کنار داشت و آتش را مراقبت کرد تا خاموش نگردد.اینان بنا بر اصول مذهبی به همه این امور می پردازند و رسم آنان بر این است که در وصیت نامه خود مبلغی را برای وارث تعیین می کنند به شرط آنکه وی تعدادی وزغ بزرگ و کوچک و مار و دیگر خزندگان را بکشد و یا دیگران را به کشتن آنها وا دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زرتشت قدیسی است که او را بیش از همه ستایش می کنند.این اختر شناس شهیر نخستین کسی است که به مغان دوران کهن ایران اخترشناسی آموخته است و شاید ایرانیان احترام به خورشید و ستایش آن را از وی آموخته اند.معهذا گبران اعتراض می کنند و می گویند که در این اختر چیزی جز تصویر و تمثیلی از خدای واحد نمی بینند.گرچه تاریخ آنان عکس این را نشان می دهد.عید اصلی آنان نوروز نامیده می شود که به معنی روز نو است و در نخستین روز بهار،در موقعی که خورشید به برج حمل داخل می شود،برگزار می گردد و هشت روز طول می کشد و اینان این روزها را به رقص و بازی و سرگرمی می گذرانند.ایرانیان جدید هم این جشن را حفظ کرده اند و آن را برپا می دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نظر می رسد که گبران امروزی بیش از ایرانیان مسلمان به مسیحیت نزدیک هستند.اخلاقیات آنان پاک است و علت گرویدن آنان به مسیحیت به نظر من خیلی ساده به نظر می رسد،زیرا اینان در آغوش فقر تولد می یابند و تربیت می شوند و به همین جهت است که میسیونرهای ما آسان تر می توانند حقایق اناجیل را به آنها بفهمانند و آنان را به مذهب عیسی مسیح فرا خوانند.وقتی من از همدان بازگشتم شاد شدم از اینکه پدر ((زریلی))این همکار باوفای وظایف من،یکی از موبدان بزرگ آنان را به تازگی به دین مسیح گروانده بود.گروش این مغ مرا از شیرین ترین شادی ها سرشار کرد و مرا امیدوار کرد که خداوند سرانجام این میسیون ارجمند ما را برکت خواهد بخشید.آقای من،از شما استدعا می کنم که دعاهای خود را با ادعیه ما همراه کنید و خاطر این همه ارواحی که در بردگی اهریمن می نالند،افراد متقی را که با چنین حسن اثری،حمیت شما را به ثمر می رسانند،ذیعلاقه سازید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با تقدیم احترامات فائقه.........))&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 19:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مومیایی رودوگونه؟؟-بخش دوم</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;مقدمه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دوستان گرامی از اینکه بعد از مدت زمانی زیاد تارنمای جاودانان به روز شده است پوزش می خواهم.شرایطی که در حال حاضر در آن به سر می برم دلخواه نیست و مرا از بسیاری کارهای دیگر هم بازداشته است.خوشحالم که بار دیگر در کنار دوستان و خوانندگان این مطالب قرار می گیرم.یکی از انگیزه های مهم من عزیزانی بودند که در بخش پیامها به من دلگرمی می دادند و خواستار ادامه نوشته ها بودند.آخرین مطلب پیش از اعتراض مختصری که نوشتم مومیایی ساختگی رودوگونه دختر خشایارشا بود و حال بعد از وقفه طولانی دومین و واپسین قسمت را تقدیم شما می کنم.همانطور که پیشتر گفتم رودیگر اشمیت در مقاله خود به صورت کاملی متن کتیبه های مومیایی را بررسی و نارسائیهای آن را نشان داده است.به دلیل محدودیت و پرهیز از طولانی شدن بیش از پیش مطلب من گزیده هایی از مقاله ایشان را استفاده کرده ام.از آنجایی که نمایش خطوط میخی مستلزم این بود که بازدید کنندگان فونت مربوطه را بر رایانه خود داشته باشند مجبور شدم نوشته های فارسی باستان را به صورت تصویری نمایش دهم.لازم به ذکر است خوانندگانی که می خواهند از کم و کیف و توصیفات مربوط به کتیبه ها و ظاهر مومیایی و....آگاهی یابند قسمت نخستین این نوشتار را بخوانند.پیوند آن هم در بایگانی موضوعی  وجود دارد اما دو مرتبه در اینجا می نویسم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://immortals.blogfa.com/post-36.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;مومیایی رودوگونه بخش نخست&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;نمونه هایی از اشتباهات کتیبه های مومیایی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;بخشی از کتیبه نوشته شده بر تابوت مومیایی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/b5ig75.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;بخشی از کتیبه نوشته شده بر تابوت مومیایی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;استفاده از  نشانه های میخی  هجایی بدون مصوت  هم آوا &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فارسی باستان علاوه بر سایر حروف که هجایی هستند سه حرف صدا دار یا  مصوت  مستقل  داریم که عبارتند از:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;A   I   U&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/311kn0p.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر  هجا های مضموم و مکسور  قبل از مصوت هم آوای خود قرار داشته باشند دو صدا در هم ادغام شده و جدا جدا تلفظ نمی شوند .اما در متن استفاده شده برای مومیایی چنین قاعده ای رعایت نشده و بعد از هجای مکسور مصوت مربوطه با صدای کسره  آورده نشده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای مثال در متن A سطرهای چهارم و پنجم.متن B سطر سوم،متن C سطرهای سوم و چهارم a-mi-y باید به صورت صحیح خود یعنی  a-mi-i-y  (سوم شخص مفرد به معنی هستم)نوشته می شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i36.tinypic.com/2ymb0xv.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;نمونه  دیگری از همین اشتباه در متن D&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سطر اول کلمه y-a-di-y که باید به صورت y-a-di-i-y (به معنی اگر-وقتیکه)نوشته می شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/315fl1u.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;استفاده از هجاهای مضموم و مکسور در انتهای کلمه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فارسی باستان هجاهای مضموم و مکسور در انتهای کلمه استفاده نمی شود که در اینجا این اصل در نظر گرفته نشده است.متن  C  سطر یازدهم کلمه sh-i-y-a-t-i-mi نوشته شده است که صورت صحیح آن sh-i-y-a-t-i-m (به معنی شادی) است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i36.tinypic.com/10p4qra.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;به کاربردن  غیر ضروری و اشتباه  مصوت A&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به کاربردن  غیر ضروری و اشتباه  مصوت A برای نشان دادن صدای فتحه یا آ کوتاه آن هم زمانی که چنین آوایی را هجای مفتوح پیش از آن (بسته به کلمه می تواند هجای ba  یا sha  و .....باشد) در بر دارد و برای نشان دادن آن احتیاجی به استفاده از مصوت مستقل نیست. و اما نمونه هایی از این اشتباه در کتیبه های مومیایی:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نام خشایارشا  x-sh-a-y-a-r-sh-a که صورت صحیح آن x-sh-y-a-r-sh-a است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/2a6t9bd.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;x-sh-a-y-a-th-i-y-a که صورت صحیح آن x-sh-a-y-th-i-y است.(به معنی شاه)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/al50s0.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;b-a-g که صورت صحیح آن b-g است.(به معنی خدا)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/2yowfpu.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;استفاده از مصوت u به جای هجای va&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به مثالهایی توجه میکنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;i-m-i-u-a که صورت صحیح آن i-m-i-v-a است.(اسم اشاره -این با پسوند حرف ربط)(سطر هفتم متن D)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/hs9yzr.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;Ji-u-a  که صورت صحیح آن ji-i-v-a است.(به معنی زنده باش!زندگی کن!)(همانجا)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/qsnj41.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما فکر می کنید چرا چنین خطای  واضحی رخ داده است؟یعنی نشانه میخی مصوت u جایگزین نشانه هجای Va شده است.در الفبای فارسی و عربی ازنشانه- و- گاهی برای نشان دادن حرف واو – و گاه برای نمایش ضمه استفاده می شود.احتمالا جاعل این متن از کتاب فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی رلف نارمن شارپ استفاده کرده است.در این کتاب آوانویسی کتیبه ها با الفبای فارسی نشان داده شده و از این رو آفریننده متن مومیایی در برگردان حرف نویسی متن مورد نظر خود از آوانویسی فارسی این کتاب به نشانه های میخی نتوانسته بفهمد که در کلمه جیوا تلفظ درست  jiva است یا jiua و این دو نشانه را اشتباه گرفته است و همانطور که قبلا دیدیم چنین خطایی تنها منحصر به این واژه نبوده است.نویسنده متن جملات ساده ای از کتیبه های مختلف هخامنشی به ویژه کتیبه بیستون را با هم ترکیب و تلاش کرده متنی جدید بیافریند که به دلیل عدم شناخت و آگاهی بسیار کم خود از فارسی باستان در این هدف ناکام شده است.با اینکه فارسی باستان جد فارسی نوین و زبان امروزی ماست اما با گذشت 25 قرن از نظر آوایی و زبانشناختی تغییرات زیادی داشته و با مثالهایی نشان خواهیم داد نویسنده متن از درک این نکته هم دور بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کاربرد کلمه v-z-a-r-g به معنی بزرگ که صورت صحیح آن v-z-r-k است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/a9nzfn.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اینجا علاوه بر کاربرد نادرست مصوت a ، اشتباه فاحش دیگری روی داده و آن جایگزینی g در عوض k در انتهای کلمه است.احتمالا جاعل کتیبه تلفظ امروزین این کلمه که همان بزرگ باشد را در ذهن داشته و وزرک را وزرگ نوشته است.همین موضوع نشان می دهد زبان مادری او باید فارسی دری باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;بازسازی فارسی باستان واژه &quot;دختر&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طراح متن برای کلمه دختر واژه دخت  du-x-t را به جای برابر فارسی باستان این کلمه استفاده کرده است.واژه دختر در هیچ یک از کتیبه های هخامنشی به کار نرفته است و کاتب ما که نمی دانسته چه کند گمان برده می تواند صورت فارسی میانه یا نوین را در متن خود بگنجاند.با یاری زبان اوستایی که هم خانواده فارسی باستان است و با توجه به ضوابط زبانشناسی و سیر تکامل و تغییر و تطور واژه ها از فارسی باستان به میانه و جدید می توان صورت فارسی باستان دختر را بازسازی کرد و دکتر اشمیت کلمه du-u-g-d-a را بازسازی و پیشنهاد می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/e1oo1.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;اشتباه در نوشتن نام دختر خشایارشا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جاعل نام دختر خشایارشا را رودوگونه نوشته است. ru-du-gu-u-nکتزیاس مورخ یونانی در کتاب پرسیکای خود به این نام به عنوان دختر خشایارشا اشاره میکند.اشتباهی که در اینجا رخ داده برگردان مستقیم و کورکورانه صورت یونانی این اسم به حروف میخی و استفاده بر پیکره مومیایی است.برگردان نامهای فارسی باستان به یونانی از ضوابط مشخصی پیروی میکند و بر این اساس نام رودوگونه به فارسی باستان اینطور پیشنهاد شده است: ru-u-du-u-g-u-n-a به معنی گلگون&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/2mxl8hz.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اشتباهات و ایرادهای نوشتاری این کتیبه بیش از بوده است که من قسمتهایی از آن را با استفاده از مقاله رودیگر اشمیت برایتان نقل کردم و علاقه مندان برای آگاهی کامل از آن می توانند به اصل مقاله  مراجعه کنند و حال رویه دیگر داستان این مومیایی را با هم خواهیم خواند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;برنامه مستند قتل زن ایرانی تا اقدام به فروش او بعنوان دختر خَشایار شا  به موزه نیویورک&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;در تاریخ  دهم فوریه سال 2003 میلادی برنامه پر بیننده تلویزیونی &quot;دنیای علم&quot; شبکه سراسری سوئد اختصاص به گزارش وفیلم مستند تکان دهنده ای داشت که در آن  نشان داده می شد چگونه یک زن ایرانی که از طریق ضربه ای شدید به گردنش کشته شده  از قبر خارج  و بصورتی بسیار استادانه با مواد شیمیایی تبدیل به یک مومیایی و جهت فروش  به مبلغ  ده ها میلیون دلار توسط  واسطه ای  به یک موزه در نیویورک پیشنهاد شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;مومیایی ساختگی دختر خشایارشا&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/10p121d.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;مومیایی ساختگی دختر خشایارشا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از شانس بد جنایتکاران,  موزه متروپولیتن در نیویورک از آقای &quot;ماسکارا&quot; که نه تنها از متخصصین برجسته در زمینه باستانشناسی ایران است بلکه تخصص ویژه در فاش کردن کپی های تقلبی از آثار باستانشناسی نیز دارد دعوت کرد تا قبل از خرید نظر خود را در این زمینه به موزه ارائه دهد. او هنگامی که یک ایرانی در نیویورک بنام &quot;امان الله ریگی&quot; با وی  تماس میگیرد و چهار عکس از مومیایی برایش ارسال میکند  در این زمینه مشکوک میشود. وی در این برنامه اعلام کرد  در این که این جنایت و تبدیل جسد این دختر نگون بخت به یک مومیایی در ایران صورت گرفته شکی ندارد. گمان میرود که امان الله ریگی در این زمینه بیگناه و فقط یک واسطه جهت فروش بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پروفسور میل روی و خانم ابراهیم در حال کالبد شکافی مومیایی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/1z3weif.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;پروفسور میل روی و خانم ابراهیم در حال کالبد شکافی مومیایی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما سئوال اینجاست که  این دختر نگون بخت چه کسی است و چه کسانی دست به این جنایت زده اند؟؟ در این مورد از پروفسور &quot;کریس میل روی&quot;  متخصص بین المللی کالبد شکافی و آناتومی از انگلستان دعوت شد تا به پاکستان سفر کند. مراحل شکافتن جسد و در آوردن آن از مومیایی زخیم که سه ساعت به طول انجامید در این برنامه مستند نشان داده شد. پروفسور میل روی پس از معاینه جسد اعلام کرد که جسد متعلق به دختری است بالای 25 سال که در سال 1996 در گذشته است. پروفسور میل روی علت درگذشت دختر را وارد آمدن ضربه شدید به گردنش و شکسته شدن دانست و گفت که نمیتوان با اطمینان اعلام کرد که آیا این ضربه حادثه بوده یا اینکه وی به قتل رسیده است.اما  او اضافه کرد با توجه به درجه دمای بالای ایران یا پاکستان که جسد سریعا تخریب میگردد  جسد این دختر  یا هرگز دفن نشده و یا اینکه حداکثر یک شب پس از دفن شدن از خاک خارج شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پروفسور میل روی و مومیایی تقلبی&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/2ywv693.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;پروفسور میل روی و مومیایی تقلبی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توجه به اینکه خشکاندن جسد این دختر نگون بخت به مقدار حدود نیم تن مواد شیمیایی نیاز داشته این عمل توسط افراد عادی صورت نگرفته است. باستان شناسان نیز اعلام کردند که حداقل چندین نفر در این جنایت دست داشته اند که تعدادی از آنها با تاریخ ایران باستان و مصر و چگونگی مومیایی کردن آشنایی داشته اند. به غیر ار آن جهت تهیه ماسک طلایی صورت این جسد مومیایی شده از طلاکاری ماهر و حرفه ای استفاده شده, جهت ساختن تابوت و حکاکی بر روی آن نیاز به نجاری زبردست و حکاکی بر روی سنگ آن هم به خط میخی 2600 سال پیش میبایست از یک سنگ تراش چیره دست استفاده شده باشد. با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و اندازه های صورت این دختر عکسی  از صورت وی ساخته شد و  پلیس پاکستان زیر فشار و علاقه بین المللی تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کرد و چند نفر در این زمینه دستگیر و بازجویی شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توضیحاتی که در مورد کالبد شکافی مومیایی خواندید از سایت ایرانیان مقیم سوئد و چندین سال قبل خواندم  و متاسفانه در حال حاضر صفحه مستقیمی که این توضیحات بر روی آن باشد وجود ندارد لذا خود توضیحات این بخش را با اندکی تصرف و تلخیص برایتان نقل کردم.امیدوارم کابوس غارتگران میراث فرهنگی و باندهای مخوف و بی رحم بین المللی از آثار باستانی ایران کم شود.به امید آن روز..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Oct 2008 21:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتظار اصلاح</title>
<link>http://immortals.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>دوستان عزیز قصد داشتم  قسمت دوم مومیایی رودوگونه را تقدیمتان کنم که یکی از وبلاگ نویسان چندین مطلب از جاودانان را بدون ذکر منبع و اجازه بنده کپی برداری کرده است.از جمله همین  موضوع پیشین را از آنجا که خواسته ام مطالب را از تارنمای خود پاک کنند از سایت ایشان نامی نمیبرم و تا تکلیف این موضوع روشن نشود متاسفانه نخواهم نوشت.رونوشت از مطالبی که نویسنده اصلی با صرف زمان و حوصله آفریده بدون ذکر منبع خلاف اخلاق و وجدان است و به هیچ رو برای من قابل قبول نیست.ضمن اینکه با سایت بلاگفا هم در اینباره مکاتبه کرده ام و منتظر پاسخ می مانم.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 16:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=immortals&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>immortals</dc:creator>
<guid>http://immortals.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
