تبليغاتX
جاودانان
 
جاودانان
 
 
نوشتارهایی پیرامون تاریخ کهن مردم و سرزمین ایران
 

ابتدا چند خبر را با هم مرور مي كنيم

گردشگران نوروزی حرمت تخت جمشيد را پاس نداشتند

تخت جمشيد پس از خروج چهل هزار گردشگري كه در اولين جمعه سال 84 از اين بناي باستاني بازديد كرده بودند، نیازمند یک ترمیم و پاکسازی اساسی است.

تهران – 10 فروردين 1384 _ ميراث خبر
جاذبه‌هاي گردشگري _ تخت جمشيد پس از خروج چهل هزار گردشگري كه در اولين جمعه سال 84 از اين بناي باستاني بازديد كرده بودند با شالي ستون‌هاي شكسته شده، لايه‌هاي فروريخته محافظ‌هاي ديوارها و زباله‌هايي كه در جاي جاي اين محوطه تاريخي به چشم مي‌خورد نيازمند يك مرمت و پاكسازي اساسي بود.
به گفته «مازيار كاظمي»، مدير داخلي محوطه تخت جمشيد ازدحام گردشگراني كه در ششم فرودين ماه بنا به مصوبه هيات دولت مبني بر رايگان بودن بازديد از موزه‌ها و اماكن تاريخي در اولين جمعه هر ماه، بدون گرفتن بليت از تخت جمشيد بازديد كردند، صدمات جدي را به اين محوطه تاريخي وارد كرده است.
كاظمي‌با اشاره به شكستن دو شالي ستون و فروريختن لايه‌هاي محافظ برخي ديوارها گفت: «تخت جمشيد ظرفیت پذيرايي چهل هزار نفر در يك روز را ندارد.»
او افزود: «ازدحام جمعيت به گونه‌اي بود كه با سه برابر كردن نيروهاي محافظ نيز نمي‌شد مراقب مردم بود تا روي ديوارها حركت نكنند، براي عكس گرفتن روي مجسمه‌ها ننشينند و روي ديوارهاي اين بناي تاريخي يادگاري ننويسند.»
قائد شرف، عضو انجمن تخت جمشيد نيز با اشاره به اين كه اين انجمن در ايام نوروز 25 راهنما را در محوطه تاريخي تخت جمشيد مستقر كرده است، گفت: «راهنماهاي انجمن تخت جمشيد، در زمينه صدمه نخوردن به آثار تاريخي محوطه و آلوده نكردن محوطه نيز به گردشگران تذكر مي‌دادند، اما با توجه به انبوه گردشگراني كه در اين روز به تخت جمشيد آمده بودند، فقط توانستيم محوطه بالا را كنترل كنيم و نيروي كافي براي قسمت‌هاي ديگر محوطه نداشتيم.»
قائد شرف كمبود سطل زباله در تخت جمشيد و تجمع دست فروشان در بيرون محوطه را از جمله دلايل آلوده شدن اين بناي تاريخي عنوان كرد و گفت: «انجمن ما در سال گذشته چهار بار تمام محوطه تخت جمشيد را پاكسازي کرده است كه آخرين بار، يك هفته قبل از شروع سال جديد بود ولي در حال حاضر محوطه تخت جمشيد به يك پاكسازي اساسي ديگر نياز دارد.»
او در رابطه با توزيع بروشورهاي آموزشي براي مراقبت از اين گونه بناهاي تاريخي گفت: «تجربه ما نشان داده است كه تهيه و توزيع اين بروشورها تاثير چنداني ندارد و مردم همين بروشورها را نيز در محوطه مي‌اندازند و خود اين‌ها هم تبديل به زباله مي‌شود.»
قائد شرف فرهنگ سازي و آموزش افراد جامعه از سطوح پايين و دوران دبستان را از جمله بهترين راهكارهاي حل اين معضل عنوان كرد و ادامه داد: «بايد از كودكي به فرزندانمان آموزش دهيم كه ميراث فرهنگي اين مرز و بوم را تخريب نكنند و آن را براي آیندگان حفظ كنند.»
قائد شرف اضافه كرد: «راهكار كوتاه مدت هم اين است كه تعداد نيروهاي مراقب و راهنماها را افزايش دهيم و در برخي از بناها كه آسيب پذيرتر هستند، محدوديت‌هايي براي بازديد ايجاد كنيم.»

لینک به اصل خبر

دود، تخت جمشيد را فراگرفت

آتش زدن مزارع گندم اطراف محوطه باستاني تخت جمشيد بعد از اتمام برداشت محصول، دود غليظي را در منطقه توليد كرده و فضاي اين مجموعه باستاني در پوشش غبار آلودي قرار مي گيرد. توليد اين دودهاي غليظ ، هر ساله سازه هاي محوطه تخت جمشيد را در معرض آسيب هاي جدي قرار مي دهد.

«مازيار كاظمي» سرپرست مجموعه باستاني تخت جمشيد گفت:«با توجه به اينكه اطراف محوطه باستاني تخت جمشيد پوشيده از زمين هاي كشاورزي است هر سال كشاورزان بين ماه هاي تير تا شهريور و بعد از برداشت گندم، زمين هاي خود را براي شروع فصل جديد كشت آتش مي زنند كه اين براي مجموعه تخت جمشيد مشكلاتي را همراه داشته است.»
او با اشاره به اينكه دود غليظ كل مجموعه و اطراف را مي پوشاند، گفت:«آتش زدن هكتارها زمين در منطقه دو بسيار غليظي را ايجاد مي كنند.اين دود علاوه بر اينكه مي تواند به آثار سنگي اين مجموعه آسيب وارد كند باعث مي شود كه چشم، چشم را نبيند و بازديد كنندگان مجموعه و ساكنان منطقه هم با مشكل تنفسي مواجه شوند.»
به اعتقاد كارشناسان آتش زدن زمين هاي اطراف تخت جمشيد كه هر ساله تكرار مي شود به سازه ها و نقش برجسته هاي اين مجموعه هم آسيب وارد مي كند .
«ناظم زارع» كارشناس دفتر فني مجموعه تخت جمشيد گفت:«بررسي هايي كه در مجموعه انجام گرفته است نشان مي دهد كه اين آلودگي ها و دود غليظ كه از آتش زدن مزارع حاصل مي شود، روي تخته سنگ ها و نقش برجسته ها نشسته و علاوه بر تغيير رنگ آن ها باعث خوردگي سنگ ها و فرسايش آن ها مي شود.»

لینک به اصل خبر
سر سربازان هخامنشي توسط يكي از عوامل فيلمبرداري در تخت جمشيد جدا شد

فارس _ خبرگزاري ميراث فرهنگي_ حسن ظهوري_ كارشناسان تخت جمشيد پس از توقيف گروه فيلمبرداري فيلم جديد "حسن فتحي" كه باعث تخريب برخي آثار در اين محوطه ثبت شده در فهرست جهاني بودند، با لكه‌هاي خون مصنوعي مواجه شدند كه توسط عوامل فيلمبرداري روي ديورها و زمين كاخ هديش ريخته شده است.

«افشين يزداني»، يكي از باستان‌شناسان تخت جمشيد دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «پس از توقيف عوامل فيلمبرداري، نگهبان مجموعه كارشناسان را به محلي برد كه گروه كارگرداني براي نشان دادن خونريزي بازيگر فيلم، خون مصنوعي را روي زمين و ديوار كاخ هديش ريخته بودند.»

وي افزود: «به گفته نگهبان چندين بار به عوامل گروه فيلمبرداري تذكر داده شده بود اما آن‌ها به تذكرها توجهي نمي‌كردند و در نهايت نيز بدون آن‌كه خون‌ها را پاك كنند محل را ترك كردند.»

اين درحالي است كه يكي از عوامل فيلم با يك شي نوك تيز اقدام به كندن سر يكي از نقش برجسته هاي سرباز هخامنشي كرده و همچنين به يكي ديگر از نقش‌هاي اين كاخ هخامنشي نيز آسيب‌هاي فراواني رسانده است.

لكه‌هاي خون نشان مي‌دهد كه تمامي عوامل فيلم در رساندن آسيب به تخت جمشيد مقصر بودند.

بر اثر اين تخريب‌ها گروه فيلمبرداري توسط حراست تخت جمشيد توقيف و تمامي لوازم فيلمبرداري به همراه فرد خاطي تحويل يگان پاسداران ميراث فرهنگي شد.

به گفته كارشناسان تخت جمشيد لكه‌هاي مصنوعي خون با استفاده از مواد شيميايي ساخته شده كه براي آثار باستاني بسيار مخرب هستند. از سوي ديگر پاك كردن اين لكه‌ها نيز بسيار دشوار بوده و اكنون يك تيم مرمتي با استفاده از مواد شوينده در حال پاك كردن لكه‌ها هستند.

به گفته مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس، از مخربان آثار باستاني در تخت جمشيد شكايت و اين موضوع  پي گيري مي شود.

شخص خاطي يكي از عوامل فيلم جديد "حسن فتحي" بوده كه در آن "شهاب حسيني" نيز به ايفاي نقش پرداخته است.  

گفته مي‌شود بخشي از صحنه‌هاي فيلم كه در تخت جمشيد مي‌گذرد با تيراندازي مشقي فيلمبرداري شده كه اين امر وحشت گردشگران را به دنبال داشته است.

  گفته مي‌شود موضوع فيلم به ماجراي هولكاست مربوط بوده و كارگردان فيلمي در اين زمينه مي‌سازد

لینک به اصل خبر

خون مصنوعي زمين و ديوار تخت جمشيد را لكه دار كرد

فارس _ خبرگزاري ميراث فرهنگي_ حسن ظهوري_ كارشناسان تخت جمشيد پس از توقيف گروه فيلمبرداري فيلم جديد "حسن فتحي" كه باعث تخريب برخي آثار در اين محوطه ثبت شده در فهرست جهاني بودند، با لكه‌هاي خون مصنوعي مواجه شدند كه توسط عوامل فيلمبرداري روي ديورها و زمين كاخ هديش ريخته شده است.

 «افشين يزداني»، يكي از باستان‌شناسان تخت جمشيد دراين‌باره به ميراث خبر گفت: «پس از توقيف عوامل فيلمبرداري، نگهبان مجموعه كارشناسان را به محلي برد كه گروه كارگرداني براي نشان دادن خونريزي بازيگر فيلم، خون مصنوعي را روي زمين و ديوار كاخ هديش ريخته بودند.»

 وي افزود: «به گفته نگهبان چندين بار به عوامل گروه فيلمبرداري تذكر داده شده بود اما آن‌ها به تذكرها توجهي نمي‌كردند و در نهايت نيز بدون آن‌كه خون‌ها را پاك كنند محل را ترك كردند.»

 اين درحالي است كه يكي از عوامل فيلم با يك شي نوك تيز اقدام به كندن سر يكي از نقش برجسته هاي سرباز هخامنشي كرده و همچنين به يكي ديگر از نقش‌هاي اين كاخ هخامنشي نيز آسيب‌هاي فراواني رسانده است.

 لكه‌هاي خون نشان مي‌دهد كه تمامي عوامل فيلم در رساندن آسيب به تخت جمشيد مقصر بودند.

 بر اثر اين تخريب‌ها گروه فيلمبرداري توسط حراست تخت جمشيد توقيف و تمامي لوازم فيلمبرداري به همراه فرد خاطي تحويل يگان پاسداران ميراث فرهنگي شد.

 به گفته كارشناسان تخت جمشيد لكه‌هاي مصنوعي خون با استفاده از مواد شيميايي ساخته شده كه براي آثار باستاني بسيار مخرب هستند. از سوي ديگر پاك كردن اين لكه‌ها نيز بسيار دشوار بوده و اكنون يك تيم مرمتي با استفاده از مواد شوينده در حال پاك كردن لكه‌ها هستند.

 به گفته مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان فارس، از مخربان آثار باستاني در تخت جمشيد شكايت و اين موضوع  پي گيري مي شود.

 شخص خاطي يكي از عوامل فيلم جديد "حسن فتحي" بوده كه در آن "شهاب حسيني" نيز به ايفاي نقش پرداخته است.

 گفته مي‌شود بخشي از صحنه‌هاي فيلم كه در تخت جمشيد مي‌گذرد با تيراندازي مشقي فيلمبرداري شده كه اين امر وحشت گردشگران را به دنبال داشته است.

گفته مي‌شود موضوع فيلم به ماجراي هولكاست مربوط بوده و كارگردان فيلمي در اين زمينه مي‌سازد.

لینک به اصل خبر

رييس دادگسترى فارس: در حادثه تخت جمشيد هنوز جرمى ثابت نشده است

رييس كل دادگستري استان فارس گفت : در حادثه بروز آسيب به بخشي از نقش برجسته‌تخت جمشيد توسط يكي ازعوامل فيلمبرداري هنوزجرمي ثابت نشده‌و پرونده در مرحله بازپرسي قرار دارد.
احمد سياوش پور روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: به دنبال گزارش ماموران حفاظت تخت جمشيد مبني بر تخريب بخشي از نقش برجسته سرباز پارسي توسط يكي از عوامل فيلمبرداري در اين مجموعه تاريخي به پاسگاه انتظامي محل، دراين رابطه پرونده‌اي تشكيل شده و در حال بررسي بيشتر است.
وي اظهار داشت : مامور حفاظت تخت جمشيد با چشم خود نديده است كه عامل فيلمبرداري قصد وارد كردن آسيب به نقش برجسته يا سرقت آن را داشته و فقط ادعا كرده كه صدايي شبيه چكش كاري و كنده كاري شنيده است.
رييس كل دادگستري استان فارس گفت: او با ديدن پيچ گوشتي در دست يكي از عوامل فيلمبرداري و همچنين با مشاهده ترك خوردگي در سر يكي ازنقوش برجسته تخت جمشيد به اين نتيجه رسيده كه عامل فيلمبرداري در تخت جمشيد قصد تخريب يا سرقت اين نقش برجسته را داشته است اما هنوز اين ادعا ثابت نشده است.
وي گفت:در بازجويي‌هايي كه از متهم اين پرونده صورت گرفت وي ابراز داشته كه پيچ گوشتي سهوا از دستش رها شده و به سر نقش برجسته اصابت كرده است و آسيب جزيي كه به اين نقش برجسته وارد شده ناشي از اين اتفاق است.
رييس كل دادگستري استان فارس افزود:در عين حال كارشناسان ميراث فرهنگي، مسوولان قضايي دادستان و مسوولان ذيربط از محل تخريب و حادثه‌ديدن كرده اند وگزارش كاملي ازآسيبي كه‌به‌نقش برجسته وارد شده تهيه كرده‌انداما كارشناسان ميراث فرهنگي نيزاذعان دارند كه اين نقش برجسته در اثر فرسايش و گذر زمان و تاثير عوامل طبيعي قدري فرسوده و آسيب پذير شده بوده است.
سياوش پور افزود: آنچه در گزارش كارشناسي آمده است مبتني بر اين است كه حدود سه سانتيمتر از سر يك اثر برجسته در تخت جمشيد ساييده شده و خراش خورده است.
وي اظهارداشت: گروه فيلمبرداري براي تهيه فيلم مدار صفر درجه مجوزهاي لازم براي فيلمبرداري از تخت جمشيد را داشته است و همه موارد ورود آنها به تخت جمشيد با مجوزهاي قانوني انجام شده است.
سياوش پور با بيان اينكه هنوزاز سوي ميراث فرهنگي شكايتي براي رسيدگي به اين موضوع دريافت نشده است گفت :در هر حال موضوع وارد آمدن آسيب به تخت جمشيد و نقوش برجسته آن موضوعي است كه به حقوق عمومي مربوط مي‌شود و چنانچه بروز جرم دراين رابطه محرز شود حتي در صورتي كه شكايتي نيز واصل نشود موضوع پيگيري خواهد شد.
رييس كل دادگستري استان فارس در عين حال از رسانه‌ها و افكار عمومي خواست تا اتفاق ياد شده را واقع بينانه بررسي نمايند و از بزرگ نمايي موضوع و دامن زدن به آن بيش از چيزي كه اتفاق افتاده پرهيز كنند.
وي گفت: تخت جمشيد نماد تاريخ و تمدن پارسي و عظمت ملي است و نگهداري از آن وظيفه‌اي است كه متوجه همگان است.
گفته مي‌شود پنجشنبه هفته پيش هنگام فيلمبرداري در مجموعه تاريخي تخت جمشيد، يكي از عوامل فيلمبرداري، با پيچ گوشتي بخشي از اين نقش برجسته را كه نشانگر سر يك سرباز پارسي بود، تخريب کرد.

لینک به اصل خبر

سرپرست ميراث فارس: سرقت نقش برجسته تخت جمشيد، امكان پذير نيست

سرپرست سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي وگردشگري گفت:سرقت سرنقش برجسته سرباز هخامنشي در تخت جمشيد به هيچ عنوان امكان پذير نيست.
مصيب اميري چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: بخشي از نقش برجسته در تخت جمشيد كه آسيب ديده است، به يك سنگ بزرگ متصل است و چگونه امكان دارد بتوان آن را از جا برداشت و سرقت كرد؟
پنجشنبه گذشته يكي از اعضاي گروه فيلمبرداري در تخت جمشيد با ابزارآلات فلزي به بخشي از يك نقش برجسته در تخت جمشيد آسيب رساند كه موضوع ازطريق نگهبانان اين يادمان تاريخي مشاهده شد و توسط سازمان ميراث فرهنگي مورد پيگيري قرار گرفته است.

برخي رسانه‌ها در اين خصوص گزارش دادند كه قصد سرقت سر مجسمه سرباز هخامنشي در تخت جمشيد در كار بوده است.

اميري گفت: موضوع سرقت از ابتدا كاملا منتفي بوده بلكه خسارتي كه وارد شده نيز در حدي نيست كه الان عنوان مي‌شود و به آن پرداخته شده است.

وي اضافه كرد:مسوول مستقيم وارد آمدن خسارت و آسيب به بخشي از آثار تخت جمشيد گروه فيلمبرداري است.

به گفته وي، فردي كه به بخشي از آثار تاريخي تخت جمشيد آسيب زده بود هم اكنون در بازداشت به سر مي‌برد و اين پرونده در محاكم قضايي در دست پيگيري است.

سرپرست سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري فارس گفت: از نظر ما گروه فيلمبرداري داراي مجوز عبور به داخل تخت جمشيد بوده و اعضا از اين طريق وارد شده‌اند و در اين خصوص مسوول هستند.

لینک به اصل خبر

 پرسش من

گمان مي بريد اين رويه اي كه ما با ميراث فرهنگي سرزمينمان ايران در پيش گرفته ايم ناشي از چه چيزي است؟چرا سازمان ميراث فرهنگي بايد يك تنه تاوان بي توجهي،مسئوليت ناپذيري و عدم شناخت مردم را بپردازد؟؟باندهاي مخوف بين المللي و قاچاقچيان بي رحم اشيا باستاني را مستثني مي كنم.در خود نگر باشيم.چرا با گذشته خود قهر كرده ايم؟چرا همه چيز را در امور مادي و محسوس جستجو ميكنيم؟؟و با نفع مادي و فردي هر چيزي را ارزش گذاري ميكنيم؟من شاهد بودم كه نگهبانان زحمتكش تخت جمشيد هنگامي كه از تذكر دادن و راهنمايي عاجز شده بودند به اجبار  روي سر ستون سنگي را با لايه اي از گل پوشاندند تا والدين! و  بچه هايشان از سر و كول مجسمه بالا نروند.چقدر تذكر؟چقدر توجيه؟چقدر تفسير؟گو اينكه هيچ احساس مسئوليتي نسبت به حفظ يادگارهاي آبا و اجدادي وجود ندارد.فقط آمده ايم براي تفريح و تفنن.غير از اين باشد با توپ واليبال به تخت جمشيد نمي رويم.كار گروه آقاي فتحي(كارگردان) را هم من در راستاي همين بي توجهي و مسئوليت ناپذيري ارزيابي مي كنم.گويا ايشان به هيچ چيز غير از ساخته شدن فيلم خود توجه نداشته اند.خوشبختانه با خبر شديم كه گروه مرمتگران موفق شده اند آثار خون مصنوعي را با زحمت از كاخ هديش خشايارشا پاك كنند.اما قسمتي از نقشي كه 25 قرن را دوام آورد ديگر باز نميگردد و چه كسي اين آسيب را جبران خواهد كرد؟هميشه از اين دست آسيبها وجود داشته است.در دوران قاجار مردم محلي از تخت جمشيد به عنوان معدن سنگ جهت مصالح ساختماني استفاده ميكردند يا در دوره اي كه زمان آن دقيقا معلوم نيست صورت نقش برجسته ها تخريب شده است.اينها با توجه به ديد و اعتقادات  مردمان آن زمان و ناشناخته بودن اجر و قرب اين يادمان و نظاير آن تا حدي قابل توجيه است.ولي با پيچ گوشتي به جان نقش برجسته افتادن و تخريب آن با آگاهي كامل به ارزشمندي آثار چه توجيهي دارد؟من آرزو مي كنم  كه كاش قصد سرقت بوده است و نه خداي ناكرده افكاري كه ناشي از عصبيت و تحجر است و هنر را با بت سازي يكي مي بيند يا نمي تواند اين دو را از هم تفكيك كند.بعضي گفتند قصد سرقت بوده است.بعضي گفتند پيچ گوشتي از دست مجرم رها شده و آسيب رسانده است و بعضي هم گفتند قصد سرقت در كار نبوده و هدف فقط آسيب رساندن بوده است.با توجه به تصاوير منتشر شده و موقعيت حجاريها و زمانی كه براي اين چکش كاری صرف شده است احتمال سوم خيلي بيشتر است. چرا؟؟؟

براي جلوگيري از تكرار چنين پديده هايي و پاسداشت ميراث شكوهمند ايران چه پيش از اسلام و چه پس از اسلام چه  راهكاري پيشنهاد ميكنيد؟نظر سنجي را برگزار ميكنم تا ببينم دوستان چه گزينه اي را ترجيح مي دهند.(در كنار صفحه در دسترس است)

در ضمن چند تصویر از آسیبهای گروه فیلمسازی مربوطه را در وبلاگ قرار داده ام.لطفا توجه کنید.

 

آثار مواد شيميايي(خون مصنوعي) بر ديواره كاخ هديش

 

آثار مواد شيميايي(خون مصنوعي) بر ديواره كاخ هديش

 

قسمتهايي از سنگ كه رنگ تيره دارند به تازگي جدا شده اند

 

قسمتهايي از سنگ كه رنگ تيره دارند به تازگي جدا شده اند

 

قسمتهايي از صورت سرباز پارسي با پيچ گوشتي كنده شده است

 

قسمتهايي از صورت سرباز پارسي با پيچ گوشتي كنده شده است

 

در پايان شعری از فریدون مشیری را تقدیمتان میکنم که با حال و هوا سخت مناسبت دارد.

فریدون مشیری،سالها پیش،هنگام بازدید از تخت جمشید و مشاهده سرستونهای فرو افتاده و تصرفاتی که اشخاص مختلف برای زدودن یا افزودن نقوش دیگر در تخت جمشید انجام داده بودند،در قطعه ای به نام عقاب بر خاک می گوید:

ای عقاب در افتاده برخاک

شهپرت گرچه بسته است،باز است

ای همای پر افشانده بر سنگ

بال های تو در اهتزاز است

گرچه دشمن به زیرت فکنده ست

جای تو همچنان بر فراز است

مهر تو در دل ما فزون باد

تخت جمشید!

تاج تاریخ!

ای فروغ به ظلمت نشسته

ای شکوه به هم درشکسته

گرچه روی تو را می خراشند

گرچه نام تو را می تراشند

تا جهان باقی است و مهر باقی است

آسمانی تر از نام خورشید

نام پاک تو خواهد درخشید

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 23:37  توسط کیوان محمودی  | 

كتاب ارزشمند داستانهای ایران باستان نخستین باربه همت دكتر احسان یار شاطر در سال 1336 شمسی چاپ شد، كتاب با نثری شیوا و روان داستانها و اسطوره های ایرانی كه در شاهنامه فردوسی سخنی  از آنها به میان نیامده را بازگو میكند.منابع دكتر یار شاطر در نگارش این كتاب آثار گوناگونی بوده است كه به زبانهای باستانی ایران مانند اوستایی و فارسی باستان و پهلوی ساسانی، پهلوی اشكانی و سُغدی  برای ما باقی مانده است.

من از این كتاب داستان آفرینش به روایت دین مانی را برگزیده ام.امیدوارم كه مورد پسند باشد.مقدمه و شرح اسطوره آفرینش عینا از كتاب دكتر یار شاطر نقل می شود.


 

مقدمه

مانی در اوائل دوره ساسانی،نزدیك به هزار و هفتصد سال پیش ازین،ظاهر شد.گفت پیغمبرم و برای رهایی و رستگاری مردمان آمده ام.به هندوستان و تركستان و كشورهای دیگر سفر كرد و مردم را به دین خود خواند.گروهی به او گرویدند.آنان كه پیرو دین های دیگر بودند  به دشمنی برخاستند و سرانجام بهرام دوم شاه ساسانی را به كشتن او واداشتند.پس از او كیش مانی رواجی گرفت و از آفریقا تا چین پیروان یافت.

مانویان درباره آفرینش عالم و وظیفه انسان درین جهان عقاید مخصوص داشتند.این عقاید كه گاه افسانه مانند است،در آثار مانویان كه قسمتی از آنها تازه به دست افتاده،به جا مانده است.اساس این عقاید،اینست كه عالم ما از آمیزش نیك وبد یا تاریكی و روشنایی به وجود آمده و باید روزی برسد كه تاریكی و روشنایی از یكدیگر جدا شوند و به صورت اول بازگردند و در نتیجه جهان ما نیز كه از آمیزش این دو گوهر یا دو عنصر به وجود آمده پایان بپذیرد.افسانه ای كه در پی می آید از آثار مانویان درباره آفرینش عالم گرفته شده.مانویان به خدایان و دیوان گوناگون عقیده داشتند.مانویان ایران پیشوای دیوان را به اسم ((آ‍ز)) و یا ((اهریمن))می خواندند.

بزرگترین خدای جهان نیكی و روشنایی را مانویان ایران ((زروان))و فرزند او را كه باز جنبه خدائی داشت((هرمزد))می نامیدند.

تمثال پندار آميز ماني

 

تمثال پندار آميز مانی

روشنایی و تاریكی

در آغاز جهان ما نبود.تنها دو گوهر بود:گوهر روشنایی و گوهر تاریكی.گوهر روشنایی زیبا و نیكوكار و دانا بود،و گوهر تاریكی زشت و بدكار و نادان.قلمرو روشنایی در شمال بود و پایان نداشت وقلمرو تاریكی در جنوب بود و به قلمرو روشنایی می پیوست.شهریار جهان روشنایی ((زروان))بود و بر جهانی از فروغ و صفا و آرامش حكم میراند.در این جهان مرگ و بیماری و تیرگی و ستیزه نبود،همه نیكی و روشنی بود.

در جهان تاریكی((آز))،دیو بد خوی بد نهاد،فرمانروائی داشت.قلمرو آز به دیوان پلید و بدكار و ستیزه جو آكنده بود.

آغاز نبرد

این دو عنصر جدا می زیستند و جهان روشنایی از آسیب دیوان جهان تاریكی در امان بود،تا آنگاه كه حادثه ای روی داد:یك روز ((آز)) در ضمن حركت دیو آسای خود به جهان روشنایی برخورد.جهانی دید روشن و زیبا و آراسته.خیره شد و دل در نور بست و در صدد برآمد تا جهان روشنایی را تسخیر كند و گوهر نور را در برگیرد.پس با گروهی از دیوان به جهان روشنایی حمله برد.

زروان،شهریار جهان روشنایی،آماده جدال نبود.برای نبرد با دیوان تاریكی و بازداشتن آنان دو خدای دیگر از خود پدید آورد.از آن دو ((هرمزد)) را كه خداوندی جنگ آزما بود برای راندن دیوان فرستاد.

هرمزد پنج عنصر نورانی :آب و باد و آتش و نسیم و نور را سلاح جنگ كرد.آب و باد و نور و نسیم را به خود پوشید و آتش را چون تیغ در دست گرفت و به نبرد دیوان شتافت.اما آز بد كنش زورمند بود و یاران فراوان داشت.آز در نبرد چیره شده و هرمزد شكست دید.آز و دیوانش پنج عنصر نورانی را كه به جای فرزندان هرمزد و در حكم سلاح وی بودند بلعیدند و هرمزد شكسته و بی یاور در قعر جهان تاریكی مدهوش افتاد.

مهر ایزد

پس از زمانی هرمزد به خود آمد و خود را مغلوب و بیكس و بی یاور یافت.از قعر جهان تاریكی خروش برآورد و از مادر خود كه یكی از خدایان و آفریده ((زروان)) بود یاری خواست.خروش هرمزد جان گرفت و از پایگاه دیوان تا بارگاه خدایان را در اندك زمانی پیمود و پیام هرمزد را به مام وی رسانید.مام هرمزد نزد زروان رفت و سر فرود آورد و گفت: ((ای شهریار جهان روشنایی،فرزندم هرمزد را یاری كن كه شكسته و بی یاور در دست دیوان اسیر است.))

آنگاه ((زروان))برای رهایی هرمزد خدایان دیگر از خود پدید آورد.((مهر ایزد))نیرومندترین این خدایان بود.مهر ایزد برای نجات هرمزد به مرز جهان تاریكی روان شد و وی را ندا داد.چون از هرمزد پاسخ رسید،برای پیكار با دیوان پنج فرزند از خود پدید آورد كه نبرده ترین آنان ((ویس بد)) بود.

((ویس بد)) سلاح پوشید و به فرمان مهر ایزد به پیكار دیوان رفت و به زودی آنان را درهم شكست و در زیر پا نرم كرد و پوست از تنشان جدا ساخت.بسیار از دیوان را نیز در آسمانها به زنجیر كشید.

بنای عالم

آنگاه مهر ایزد به بنای جهان ما پرداخت:یازده آسمان را از پوست دیوان ساخت.از گوشت ایشان هشت طبقه زمین و از استخوان آنها كوهها را پدید آورد.یكی از فرزندان خود((پاهرگ بد)) را فرمان داد تا بر سر آسمانها بنشیند و رشته آنها را در دست بگیرد تا درهم نریزند.دیگری از فرزندان خود ((مان بد)) را بر آن گماشت تا طبقات زمین را بر دوش خویش نگاه دارد تا فرود نیایند..دیوان هنگامی كه بر هرمزد چیره شدند فرزندان او آب و باد و آتش و نور و نسیم را كه همه از گوهر روشنایی بودند بلعیدند.وقتی دیوان به دست مهرایزد شكست دیدند،بیشتر این عناصر نورانی از چنگ آنها رها شد و آزاد گردید.مهرایزد از این عناصر نورانی ستارگان آسمان را پدید آورد:گردونه آفتاب را از آتش،و گردونه ماه را از باد و آب،و ستارگان دیگر را از نوری كه از آفت دیوان آسیب دیده بودند پدیدار كرد.

روشن شهر ایزد

اما همه نوری كه دیوان بلعیده بودند آزاد نشد،و با آنكه بیشتر آن نور رهایی یافت قسمتی از آن در بند دیوان ماند.بازگذاشتن نور در دل دیوان روا نبود.چاره ای می بایست كرد.((هرمزد)) و((مهرایزد)) و دیگر خدایان جهان روشنایی فراهم آمدند و به سوی ((زروان))شهریار عالم روشنایی،رهسپار گردیدند.همه پیش تخت وی سر فرود آوردند و گفتند: ((ای شهریار عالم روشنایی! ای آنكه ما را به نیروی شگرف خویش آفریدی و آز و دیوان و پریان را به وسیله ما درهم شكستی و در بند كشیدی!هنوز بهره ای از گوهر نور در زندان دیوان به رنج اندر است.چاره ای بساز تا گوهر نور از بند دیوان رها شود و به جهان روشنایی باز گردد.))

آنگاه زروان سومین بار خدایان دیگر از خود پدید آورد و ((روشن شهر ایزد)) را كه از این خدایان بود به اداره جهان ما گمارد ،تا همانطور كه ((زروان))شهریار عالم بالاست،((روشن شهر ایزد)) نیز بر زمین و آسمان این جهان خداوند و پادشاه باشد و جهان را روشن بدارد و روز و شب را پدید آورد و چرخهای آفتاب و ماه و ستارگان را به گردش اندازد، و گوهر نور را كه به تدریج از چنگ دیوان رها می شود به سوی بهشت زروان رهبری كند.

گردش عالم

((روشن شهر ایزد))این جهان را كه ((مهر ایزد))ساخته بود به گردش در آورد و چرخهای آفتاب و ماه و ستارگان را به كار انداخت،و بدینگونه جهانی كه ما در آنیم پرداخته شد و به حركت درآمد و زندگی آغاز كرد.

در این جهان ذرات نور كه از زندان ظلمت رهایی می یابد در ستونی نورانی گردمی آید و از آنجا روز به روز به گردونه ماه می رود و در آنجا انباشته می شود،اینكه ماه در آغاز به صورت هلال است و پس از آن روز به روز بزرگتر و نورانی تر می شود از اینجاست.پس از پانزده روز پیمانه ماه پر می شود و ماه به صورت دایره تمام در می آید.آنگاه نوری كه در ماه گرد آمده به گردونه خورشید می رود.از اینجاست كه ماه پس از آنكه دایره تمام شد روز به روز كاسته می شود،تا به كلی از نور خالی می گردد و دیگر به چشم نمی آید.ذرات نور كه در آفتاب گرد می آیند از آنجا سرانجام به ((بهشت روشنایی)) كه مسكن زروان است می روند و به منزلگاه نخستین خویش می پیوندند.

گیاهان و جانوران

دیوان و پریانی كه ((ویس بد))فرزند ((مهر ایزد))مغلوب كرد و در آسمان به زنجیر كشید هنوز پاره ای از عناصر روشنایی را در دل خود پنهان داشتند.روشن شهر ایزد برای آنكه ذرات نور را از وجود ایشان بیرون كشد تدبیری اندیشید.چنان كرد تا از این دیوان موجودات دیگر پدیدار شوند.از تخمه دیوان نر در زمین پنج درخت روئید.درختان و گیاهان دیگر همه از این پنج درخت پدید آمدند.از تخمه دیوان ماده پنج جانور پدید آمد.جانوران این عالم از دو پا و چارپا و پرنده و خزنده و آبی از آنان به وجود آمدند.

در هر یك از گیاه و حیوان شراره ای از گوهر نور پنهان است.این همان نوری است كه دیوان پس از مغلوب ساختن هرمزد بلعیده بودند و اینك از وجود آنان به گیاه و حیوان انتقال یافته است.

این نور است كه به تدریج رهائی می یابد و در ستون نور گرد می آید و به ماه می رود.گردش عالم برای آنست كه ذرات روشنایی را كم كم از دل گیاه و حیوان و دیگر موجودات این جهان بیرون بكشد و به سر منزل نخستین بازگرداند.

پایان جهان

چون كار جهان منظم شد و چرخها به گردش افتاد،روشن شهر ایزد به یكی از خدایان،كه ((سازنده بزرگ))نام دارد،فرمان داد تا همانگونه كه سرمنزلی برای گردآمدن نوری كه از این جهان رهایی می یابد ساخته بود،زندانی نیز خارج از طبقات آسمان و زمین برای دیوان بنا كند.این زندان برای آنست كه چون پایان كار عالم فرا رسد و گوهر نور یكسره از وجود دیوان بیرون برود دیوان در آن زندان محبوس شوند و از دسترسی به جهان نور تا ابد محروم بمانند.در چنین روزی((پاهرگ بد)) كه رشته آسمانها را به دست دارد ،رشته را از دست رها می كند و آسمانها درهم فرو می ریزد.(( مان بد))نیز كه طبقات زمین را به دوش دارد آنها را از دوش می اندازد و آتشی مهیب در می گیرد و همه جهان ما در این آتش می سوزد و از آن جز تل خاكستری باقی نمی ماند.دیوان همه در بند می افتند و گوهر روشنایی از چنگال ظلمت رهائی می یابد.


 یار شاطر،احسان،داستانهای ایران باستان،تهران،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،۱۳۴۴

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 15:59  توسط کیوان محمودی  | 
  بالا