تبليغاتX
جاودانان
 
جاودانان
 
 
نوشتارهایی پیرامون تاریخ کهن مردم و سرزمین ایران
 

توجه:عزیزانی که سرعت پایین دارند و تمام عکسها را نمی بینند باید صبر کرده و بعد از لود کامل، صفحه را رفرش کنند و اگر لازم شد این کار را بیش از یکبار انجام دهند

در قسمت پیشین سرگذشت آپادانا و تپه های شوش را تا جنگ جهانی دوم پیگیری کرده، برخورد تلخ و غیر انسانی متفقین را با یادمان فرهنگی ایران و بشریت دیدیم.در این وضعیت مایوس کننده با حضور رومن گیرشمن رئیس جدید هیات باستانشناسی فرانسه و جانشین رولان دومکنم، دو مرتبه کاوشهای شوش زنده شد ولی با تفاوتی اساسی و مهم که در ادامه شاهد آن خواهیم بود.

رومن گیرشمن و چهل سال فعالیت در ایران

 

رومن گیرشمن

رومن گیرشمن در ۱۸۹۵ میلادی در خارکوف اکراین به دنیا آمد و پس از انقلاب بلشویکی اکتبر سال 1917 روسیه به استانبول پناهنده شد . او در تركيه براي كسب درآمد شروع به كار به عنوان ويولونيست كرد و سپس به يك مزرعه‌ اشتراكي در فلسطين پيوست و همين شهر بود كه علاقه او را به تاريخ برانگيخت. به دنبال اين علاقه او دوره آموزشي فشرده‌اي را در پاريس آغاز كرد و اين دوره به او امكان داد تا با اشخاص برجسته‌اي در حوزه كتيبه‌شناسي و باستان‌شناسي خاور نزديك همراه شود.
در همين دوران او با همسر خود تانيا آشنا شد. تانيا با ترك حرفه خود به عنوان جراح دندانپزشك گيرشمن را در تمامي ماموريت‌هايش حتي در شرايط سخت همراهي و حمايت كرد. تانيا تصاوير آثار گيرشمن را ‌مي‌كشيد و به او در مرمت آثار كشف شده كمك مي‌كرد.

سرآغاز زندگي حرفه‌اي طولاني و پرآوازه گيرشمن انتحاب او به سمت رئيس هيات باستان‌شناسي ايران توسط موزه لوور در سال 1931بود و راه او را به محوطه‌هاي باستاني مهم ايران باز كرد. گیرشمن تا سال 1972 در ايران فعاليت كرد و كار خود را با كاوش در مسجد سليمان به پايان رساند.کاوشهای عمده و مهمی که او سرپرستی کرد به صورت خلاصه عبارتند از :محوطه های پیش از تاریخ تپه گیان و تپه سیلک،مجموعه ساسانی بیشاپور(1935-1941)،کاوش در بگرام افغانستان ،و كاوش‌هاي شوش  که بسيار ثمربخش بود، جدا از کشفیات وی در رابطه با دوره های ایلامی یکی از بزرگترین افتخاراتش کشف زیگورات ایلامی چغازنبیل است که نتایج آن در چهار جلد منتشر شده است.شناسایی شهر ساسانی ایوان کرخه و کاوشهایی در جزیره خارک و حفاریهایی در سکوهای اشکانی مسجد سلیمان و برد نشانده ایذه از دیگر کارهای اوست. ، گیرشمن به عنوان جانشین رولان دومکنم در حفاریهای شوش از سال 1946 تا سال 1967 فعالیت خود را ادامه داد. با توجه به تكنيك‌هاي مدرن باستان‌شناسي، شوش براي نخستين بار نه براي جمع‌آوري اشياي زيبا براي تزيين ويترين‌هاي موزه لوور بلكه براي بازسازي كامل شهري عظيم كه در اوايل هزاره چهارم پيش‌ از ميلاد شكل گرفته و تا بيش از پنج هزار سال بعد يعني تا اواخر قرن سيزدهم ميلادي به حيات خود ادامه داده بود مورد كاوش قرار گرفت.از آنجا که شرح دانشنامه ایرانیکا در مورد گیرشمن در عین اختصار جامع است و من از آن بهره فراوان برده ام، ترجیح میدهم چند پاراگراف دیگر را مستقیما از این دانشنامه برای شما بنویسم:

به لطف فعاليت‌هاي گيرشمن، باستا‌ن‌شناسي شوش بسيار پيشرفت كرد و براي نخستين بار در طول تاريخ کاوشگران توانستند مجموعه‌هاي كامل معماري را كشف كنند. تا آن زمان، دو مكنم كه تنها در اواخر دوران فعاليت خود توانسته بود بقاياي آجرهاي نپخته را كشف كند، به كاوش در قبرهايي كه در سطح اين سكونت‌گاه كنده شده بود پرداخته بود. تنها استثنا كاخ داريوش در آپادانا بود كه اسرار آن تا حدي كشف شده بود. گيرشمن به مدت بيست سال در سي و شش محوطه كه دوره‌هاي مختلف زندگي در اين مكان را نشان مي‌داد كار كرد. مهم‌ترين محوطه كاوش كه محوطه A نام داشت در بخش شمالي تپه شهر سلطنتي در نقطه‌اي كه توسط باستان‌شناسان پيش از گيرشمن دست نخورده بود قرار داشت. گيرشمن بيست سال در اين محوطه كار كرد تا اين‌كه به خاك بكر دست يافت. او ابتدا به كاوش در سطوح مربوط به دوران اسلامي پرداخت كه تا آن زمان در شوش ناشناخته بود و همچنين موفق به كشف محوطه‌اي شامل خانه‌ها و مغازه‌هاي باستاني شد. سپس توانست به سراغ دوراني برود كه بيش از همه مورد علاقه‌اش بود يعني دوران ساساني، اشكاني، و هلني. محوطه A فوق‌العاده بود. گيرشمن در اين محوطه موفق به كشف يك اقامت‌گاه عظيم سلطنتي با نقاشي‌هاي ديواري شد كه در اواخر دوران اشكاني ساخته شده بود و در آغاز دوران ساساني سكونت در آن آغاز شده بود. اين اقامت‌گاه در منطقه‌اي كه در آن ساخت و ساز شده بود قرار داشت و قدمت قديمي‌ترين خانه‌هاي آن به قرن سوم پيش از ميلاد مي رسيد. يكي از اين خانه‌ها كه نقشه‌اي يوناني داشت، داراي ایوانی باحیاط، بامي سفالي با شيب دو سويه و مزين به نقاشي‌هاي ديواري بود. دوران هخامنشي هم در اين محوطه نشانه‌هايي داشت، اما گيرشمن نتوانست بقايايي را كه خود كشف كرده بود شناسايي كند. فعاليت‌هاي باستان‌شناسان بعد از گيرشمن بود كه منجر به شناسايي کوشکی متعلق به داريوش و بقاياي جاده‌اي شد كه به دروازه داريوش كه به كاخ آپادانا راه داشت منتهي مي‌شد.
به نقل از دانشنامه ایرانیکا مروری بسیار بسیار سریع بر فعالیتهای گیرشمن در شوش داشتیم.(ترجمه این متن توسط هموطنی انجام شده بود که متاسفانه نام ایشان را نیافتم!)
فعالیتهای گیرشمن در كاخ داريوش و تپه آپادانا بر كشف راه ورودي كاخ متمركز بود.گرچه وی موفق نشد دروازه ورودی آپادانا را بیابد و به صورت دقیق ابعاد کاخ را ارزیابی کند ولی تغییرات و اصلاحاتی در پلان ترسیمی دومکنم از آپادانا به عمل آورد.اتاقها به صورت ناقص کشف شده بود کاخ شدیدا ویران بود و در نقاط دیگر کاوشگران پیشین بارها خاک را پس و پیش کرده بودند و نمی شد در باب نقشه ساختمان اظهار نظر دقیق کرد و حتی بقایای پی و رد دیواره ها بر زمین به دشواری تشخیص داد میشد..پلان گیرشمن از کاخهای هخامنشی شوش در تصویر زیر نشان داده شده است.اصلاحات مورد نظر را در قیاس با پلان ترسیمی دومکنم در خواهید یافت.همانطور که می بینید ابهامات حل نشده زیادی به قوت خود باقیست.

پلان ترسیمی گیرشمن از آپادانا

به دليل عدم چاپ نتايج تحقيقات گیرشمن در شوش، منابع اندكي در اين زمينه وجود دارد. به طوركلي با وجود گزارش‌هاي اوليه متعددي كه به سرعت به چاپ رسيد، دانش مربوط به تاريخ شوش كه در مقايسه با كاوش‌هاي اوليه پيشرفت قابل توجهي در اين حوزه به وجود آورد آن طور كه شايسته بود انتشار نيافت.(به عنوان مثال در قیاس با گزارشات مربوط به حفاریهای شگفت شهر ساسانی بییشاپور)امیدواریم نسل های بعد بر اساس بایگانی های که

او برجا گذاشته است به چاپ آنها اقدام کنند.(که خوشبختانه اینکار در حال انجام است.هانری گش معمار باستانشناس و همکار گیرشمن که از سال 1962 او را همراهی کرده بود یکی از کسانی است که انتشار نتایج مطالعات او را به عهده دارد)کاوشهای گیرشمن در حاشیه شرقی تپه آپادانا با رسیدن به لایه دوران اسلامی متوقف ماند و پیگیری نشد.تقدیر این بود  ژان پرو  و گروه بزرگش این مهم را به انجام رسانند.رومن گیرشمن در سال 1979 میلادی درگذشت.

ژان پرو و نبرد با ناگفته های آپادانا

با سرگذشت تلخی که کاخ داریوش از سر گذرانده بود گردشگران در بین پاره سنگها و  تکه های خرد شده ستونها و در لا به لای علفهای هرز به دنبال یافتن نشانه هایی از قصر بودند و توفیق هم نمی یافتند.با درخواست اداره وقت حفاظت از آثار و بناهای تاریخی ایران برای مطالعه کاخ های هخامنشی و مشخص ساختن طرح و نقشه داخلی آنها از  هیات باستانشناسی فرانسه برای بررسی و کاوش دعوت شد.از زمانی که اولین کلنگها در سال 1854 توسط لوفتوس بر تپه آپادنا زده شده بود 115 سال گذشته بود و هنوز درباره پلان کاخ نمی شد اظهار نظر قطعی کرد.سرپرستی هیات فرانسوی به باستانشناس کهنه کار  ژان پرو  محول شد.

ژان پرو

برای شروع فعالیتها لازم بود که تمام کاوشهای پیشین مروری دوباره شود و اطلاعاتی پایه ای اساس کار قرار گیرد.طرح ترسیمی دومکنم و موریس پیه معمار و بازسازیهای پیشنهادی آنها را معیاری برای شروع تحقیق در نظر گرفتند و مسئولیت اجرایی بررسی طرح و نقشه داخلی کاخها به عهده مهندس دانیل لدیری عضو CNRS مرکز ملی مطالعات علمی فرانسه سپرده شد.آیا می توان سهل انگاریهای گذشته را تا حدی جبران و آپادانا را افشا کرد؟؟

 پرسش اساسی : دروازه ورودی کاخ کجاست؟

محققین پیشین حدس می زدند که دورازه ورودی کاخ در جناح جنوبی یا جنوب غربی تپه قرار دارد و اگر فراموش نکرده باشیم دومکنم حتی به اشتباه گمان می کرد که این دروازه را یافته است..گروه بزرگ ژان پرو هم فعالیت خود را از زاویه جنوب غربی تپه آغاز کرد.توجه کنیم که بعد از فعا لیتهای گیرشمن بود که شوش روشمند و علمی حفاری شد و  همین رویه برای آپادانا هم در حال انجام بود گرچه دیر هنگام ولی خیلی بهتر از هیچوقت...در همان ابتدای کار با مشخص شدن آثار اتاقهایی در جناح جنوبی اشتباهات دومکنم و پیه در تعیین محل ورودی کاخ و همینطور تشخیص نادرست معبرها و دیواره ها مسلم به نظر رسید و به گفته خود ژان پرو این موضوع تعجب همه را برانگیخته بود.ادامه حفاریها گروه را به این نتیجه رساند که راه ورودی به کاخ در جناح شرقی است و از این رو حفاریها را به سمت شرق توسعه دادند. لوفتوس و دیولافوا در حفاریهای قسمت شرقی تپه در رسیدن به لایه های دوره هخامنشی ناکام مانده بودند و گمانه های آنها عمق کافی نداشت.در سال 1948 رومن گیرشمن سعی کرد ادامه حفاریهای ناقص بخش شرقی را پی بگیرد ولی برخورد با طبقه دوران اسلامی کار را متوقف کرد.

مونیک کروران و کشف مجسمه داریوش

مجسمه داریوش

لازم بود حفاری طوری صورت گیرد تا لایه های اسلامی ساسانی و اشکانی و سلوکی آسیب نبینند.به همین دلیل از خانم مونیک کروران Monique Kervran 

کارشناس و باستانشناس عصر اسلامی در مرکز ملی مطالعات علمی فرانسه دعوت به همکاری شد تا حفاری ناقص گذشته در این گمانه از سر گرفته شود.در 23 دسامبر سال 1972 این ترانشه دو مرتبه گشوده شد. باستانشناسان آگاه نبودند چه چیزی در انتظار آنهاست.آنها نمی دانستند به زودی به کشفی نائل می شوند که به افتخار گروه ژان پرو بدل خواهد شد.با هویدا شدن تکه هایی سنگی و ادامه حفاری به مدت چند هفته مجسمه ای دو متر و سی شش سانتی از داریوش بزرگ کشف شد.مجسمه سر نداشت و چیزی نزدیک به یک سوم حجم خود را از دست داده بود.با اینحال ابعاد آن هنوز بزرگ بود.کتیبه های هیروگلیفی و میخی بر روی مجسمه دیده می شد و در کنار تژئینات مصری داریوش را در لباس سنتی پارسیان نشان داده  بودند.فرانسوا والا Fransois Valla)) متخصص کتیبه های هیات حفاری به سرعت کتیبه های میخی را ترجمه کرد و هویت این اثر هنری بدون هیچ تردیدی اثبات شد.شاه هخامنشی بر دیوار آجری تالاری تکیه داشت که به تازگی سر از خاک بیرون آورده بود.در این تالار ته ستونهایی کتیبه دار پیدا شد و اینبار هم فرانسوا والا کتیبه ها را برای گروه ترجمه کرد:خشایارشا می گوید: ((به خواست اهورامزدا داریوش شاه پدرم  این دروازه را بنا نهاد))

فرانسوا والا و مجسمه داریوش

فرانسوا والا در حال خواندن کتیبه های حک شده بر مجسمه داریوش

 به این ترتیب برای اولین بار در تاریخچه حفاریهای آپادانا هیات موفق شد دروازه ورودی کاخ را شناسایی کند.قبل از ادامه بحث  از خوانندگان اجازه می خواهم که به صورت دقیق مجسمه را در عنوانی مستقل توضیح دهم.که اگر مختصر از آن بگذرم یکی از مهمترین کشفیات را نادیده گرفته ایم و اگر در همین قسمت درباره این اثر صحبت کنیم بحث به درازا خواهد کشید.پس توضیحات بیشتر را به قسمت بعدی موکول میکنم.

بنای دروازه

دروازه آپادانا مستقل از سایر قسمتهای آن ساخته شده بود و رو به حیاط سنگفرش شده عظیمی باز می شد.با اطمینان می توان گفت که فضای میان دروازه و آپادانا ساختمان یا مجموعه معماری دیگری را میان خود جای نداده است.کاوشهای دقیق ژان پرو و گروه بزرگش آثار و رد عبور ارابه ها را در محوطه و فضای عظیم حیاط بیرونی به وضوح نشان داد.برای اینکه توضیحات بهتر درک شود طرح سکو و مجموعه کاخها و دروازه را با هم ببینیم.به تصویر زیر توجه کنید

شوش و تپه آپادانا

 ابعاد  ساختمان به طول 40 متر و عرض 30 متر است که در زمان آبادانی 15 متر ارتفاع داشته است و در چهار گوشه آن برجکهایی تعبیه شده بود.بنای دروازه دارای تالار بزرگ مربعی شکلی است که 4 ستون سقف آن را برپا می داشته و در دو ضلع آن تا لارهای درازی ساخته شده است.پایه ستونها مربعی شکل بوده و قطر خود ستونها یک متر و ارتفاعشان احتمالا دوازده متر بوده است.

برای اینکه فونداسیون و پی بناها برای افراد عادی نیز قابل تشخیص باشد بر روی آنها دیواره هایی از خشت ساخته شد و دروازه هم به همین ترتیب مرمت گردید.در تصویر زیر پی ساختمان دورازه و آثار پایه ستونها و راهرویی که به سوی محوطه کاخها می رود مشخص است.مجسمه های داریوش در ضلع غربی دروازه پشت به دیواره های بنا و رو به سوی فضای باز و مجموعه کاخها داشته اند.گرچه یک مجسمه بیشتر پیدا نشد ولی کف سازی دیگری که البته خالی از مجسمه بود نشان داد که به احتمال دو نمونه از تندیس داریوش در دو سوی دروازه وجود داشته است.

پی و باقیمانده های دروازه

در نمای زیر از  طرح دروازه موقعیت مجسمه داریوش را با دایره ای نشان داده ام. دو راهرو در طرفین ساختمان معلوم هستند.با اینکه آثار تزئینی از این دروازه به دست نیامد.می توان حدس زد همانند دروازه ملل تخت جمشید تالار با نقوش ترکیبی شیر بالدار (گریفین)،گاو بالدار و .... تزئین شده باشد.

دروازه

سطح مقطع دروازه را ملاحظه کنید:

سطح مقطع دروازه

ژئو فیزیک به کمک باستانشناسی می آید

همانطور که گفتیم  تعیین طرح و نقشه بعضی از قسمتهای آپادانا نا ممکن و غیر قابل بازیابی به نظر می رسید و مهندس دانیل لدیری کار سختی پیش رو داشت.در اینجا که روشهای معمول به مشکل برخورد کردند از روشهای مغناطیس سنجی و مقاومت الکتریکی برای ردیابی آثار پی و رد دیواره ها که در حالت عادی امکان تشخیص آنها کم و دشوار بود استفاده شد و صد البته که بسیار هم موثر بود و باستانشانسان را در بازسازی کاخ داریوش یاری کرد.در تصویر زیرین پلان پیشنهادی ژان پرو -دانیل لدیری نمایش داده شده است.با اینکه هنوز ابهامات مختصری وجود دارد ولی پیشرفت نسبت به کاوشگران پیشین فوق العاده زیاد است و نقشه کلی بنا تا حد زیادی مشخص شده است.البته دروازه که نسبت به ساختمانها مستقلا بنیاد گذاری شده است در این تصویر نیست.

نمای ایزومتریک آپادانا

 گویا آرام آرام آپادانا خود را به ما تسلیم میکند.کاوشهای دقیق گروه پرو آنها را روز به روز به شکل واقعی و حقیقی آپادانا نزدیک میکند....بگذارید قسمتی از پایان داستان را همین جا  برایتان بگویم.کار تا آن جا پیش رفت که امروزه  ژان پرو که هنوز هم در قید حیات است پروژه بازسازی رایانه ای آپادانای شوش را پیگیری می کند طوری که بتوانیم در آن سیاحت کنیم و تمامی قسمتها را ببینیم.....می خواستم این نمای زیبا را در پستهای بعدی تقدیمتان کنم ولی حیفم آمد که از آن بگذرم:

آپادانای شوش

و این است یکی از شگفت ترین کاخهای سلطنتی خاور میانه(طرح بازسازی از دانیل لدیری)

کاوشها ادامه دارد .........زحمات زیادی کشیده شده تا طرحی که دیدیم بر روی کاغذ رسم شود.با ما در قسمتهای آینده همراه باشید.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 20:46  توسط کیوان محمودی  | 
  بالا